تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رساله لب اللباب در سير و سلوك اولى الألباب به ضميمه مصاحبات ( طبع جديد ) ( فارسى ) — صفحة 233

مساهمون:

ص٢٣٣
محى الدين از نقطهء نظر استدلال در نزد ما يك‌سان است . در اوايل بحث‌هاى خود دو سه تا شعر بىمزه دارد ، ولى انصافاً به دنبال آن ، بحث‌هاى خيلى گيرا و جالبى مىكند . اما ابن فارض انصافاً در رقاء و علو درجهء شعرى و رسانيدن مطالب عرفانى بيداد مىكند و حقاً مىتوان گفت كه ابن فارض در عرفان و شعر عرب ، به مثابهء حافظ شيرازى در عرفان و شعر فارسى است . ابن فارض در عرفان و شعر عرب بىمانند است ؛ همانطور كه حافظ شيرازى در عرفان و شعر پارسى مانند ندارد . فقط اشعار تائيهء ابن فارض بين هفتصد يا هزار بيت است « 1 » و انصافاً عالى و راقى سروده است . مرحوم استاد ما حاج ميرزا على آقا قاضى قدس سره مىفرمودند : ابن فارض شاگرد محىالدين بوده است ، روزى محىالدين به ابن فارض گفت : شما شرحى براى قصيدهء تائيهء خود بنويسيد ! ابن فارض در جواب مىگويد : شيخنا ، اين فتوحات مكيهء شما شرح تائيهء ابن فارض است . محىالدين بسيار به تشيع نزديك بود . « 2 » اصولًا در صدر اول و زمان‌هاى پيشين ، مسئلهء تشيع صورت ديگرى داشت ؛ و غالباً بزرگان از علما و عرفا در حقيقت شيعه بوده‌اند ، ولى ناچار از نقطهء نظر ضرورت ، تقيه مىكردند و سعى مىكردند كه آن حقيقت را به طورى كه مصادم با مزاحمت‌هاى خارجى نگردد در خود حفظ كنند ، و لذا با كتمان ، به شكلى خود را نگه مىداشتند و از اشاعه‌اش - مگر به رمز و اشاره و كنايه - خوددارى مىكردند . ابن فارض دو بيت دارد كه در رسانيدن عقد ولايت او به اهل بيت عليهم السلام كمال روشنى و وضوح را دارد ؛ مىگويد :
ذَهَبَ الْعُمْرُ ضياعاً وَانْقَضَى * باطِلًا إذْ لَمْ أَفُزْ مِنْكُمْ بِشَىْ
هامش
( 1 ) . دقيقاً اشعار تائيهء ابن فارض ، هفتصد و شصت و يك بيت است ( 2 ) . راجع به تشيع محىالدين ، مرحوم ملا محمد صالح خلخالى در مقدمهء كتاب مناقب محىالدين كه شرح نموده‌است ، دلايل بسيارى را ذكر كرده است
رساله لب اللباب در سير و سلوك اولى الألباب به ضميمه مصاحبات ( طبع جديد ) ( فارسى ) — صفحة 233 | السيد محمدحسين الطباطبائي