به انحاى جهات ، از جميع مراتب برتريت دارد و در ناحيهء علت قرار گرفته و بقيهء موجودات معاليل او هستند ، منافات با صرافت در وجود ندارد ، بلكه همان معناى صرافت را حائز است .
به جهت آنكه اين سلسلهء مُشَكَّكهء از وجود - بنا به فرض - از ضعف رو به كمال مىروند ، و هر درجه مادون ، معلول ما فوق خود ، و هر درجهء ما فوق ، علت درجهء مادون خود مىباشد ، و چون به اثبات رسيده است كه معلول با تمام وجوده - بدون جهات نقصانى خود از حدود عدمى و ماهوى - در علت حاضر است ، و علت ، علم حضورى به معلول خود دارد ، بنابراين ، واجب الوجود كه غاية الغايات و مبدأ المبادى است ، علت فاعلى و علت غائى تمام مراتب از سلسلهء وجود مىباشد و در اين صورت واجد جميع كمالات و انّيّات و تحققات مراتب مادون خود است و بنابراين ، چيزى از كمال در هيچيك از مراتب يافت نمىشود ، مگر آنكه در ذات واجب الوجود بالفعل موجود است ، و اين است معناى صرافت در وجود .
درجهء اعلاى از وجود ، بدين طرز كه گفته شد منافات با صرافت در وجود ندارد و نبايد هم داشته باشد ، چون مراحل وجود را يك يك اگر حساب كنيم ، هر كمال پايينى در نزد بالايى هست و كمال بالايى در نزد پايينى نيست و آن بالايى نيز كمالش در نزد بالاتر از آن هست ، و لاعكس . و آن بالاتر نيز همچنين است ، كه كمال بالا را كه پايينتر از خود است دارد و لاعكس . . . .
و همين طور به همين ترتيب سلسله مىرود بالا ؛ و هر بالايى كمال مادون خود را دارد و لاعكس ، تا برسد به درجهء بالايى كه بالاى آن چيزى موجود نباشد . چون نمىتواند اين سلسله بىنهايت بالا رود و تسلسل محال است ، لابد منتهى مىگردد به فوقى كه ما فوق او چيزى نيست ، و در اين صورت آن فوق ، تمام كمالات و تحققات درجات مادون خود را طُرّاً دارد . ولى هيچ يك از درجات مادون با كثرت و تعدادشان كمال آن درجهء فوق را ندارند . و اين تحقق جميع كمالات در آن مرتبه ، همان معناى
رساله لب اللباب در سير و سلوك اولى الألباب به ضميمه مصاحبات ( طبع جديد ) ( فارسى ) — صفحة 199
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص١٩٩