تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رساله لب اللباب در سير و سلوك اولى الألباب به ضميمه مصاحبات ( طبع جديد ) ( فارسى ) — صفحة 200

مساهمون:

ص٢٠٠
صرافت در وجود است . چون هر چه از وجود و كمال و شدت و غنَا و قوّت و ساير انحاى كمالات را فرض كنيم در آن‌جا هست . چون بنا به فرض ، علت است و علت ، واجد جميع كمالات معلول است . و نبايد گفت : آن درجهء فوق از كمال ، گرچه كمال مادون خود را دارد ، ولى عين مادون خود را ندارد و بنابراين به اين حد محدود مىشود . چون مادون غير از كمال چيزى نيست ، زيرا كه مىدانيم حدود عدمى و ماهوى درجات مادون كه چيزى نيستند ، وجود نيستند ؛ آن‌ها امور عدميه هستند و آن‌چه را كه مادون در حيطهء خود دارد از نفس تحقق و وجود و آثار وجوديه ، همهء اين‌ها در ما فوق موجود است . پس مادون يك مرتبه‌اى است از كمال وجودى كه مىگوييم : غَنى است ، شديد است ، كثير است ، قريب است ، مقدم است ، و غير ذلك از تعابير مختلف و تمام اين‌ها لابِحدودِها العدميّة والماهويّه در مرتبهء ما فوق بالفعل موجود است ، و ما فوق به او علم حضورى دارد ؛ يعنى در حيطهء قدرت و تسلط ، و در مشت اوست . و همان مثال نور را كه زده‌اند ، تقريباً مطلب را روشن مىكند : چون اين سلسلهء نور خورشيد را كه از آن‌جا به زمين رسيده است اگر فرضاً صد درجه فرض كنيم ، ما در اين صورت در روى زمين نور يك درجه داريم ، بالاتر دو درجه ، بالاتر سه درجه ، بالاتر چهار درجه ، پنج و شش و همين طور برود بالا تا برسد به خورشيد كه نور آن صد درجه فرض شده است . هر يك از اين طبقات نور در بين راه ، نور درجات پايين‌تر را دارند و لاعكس . و در درجهء صدم كه آخرين درجه است ، ما نورى را نداريم كه در آن جا نباشد ؛ و آن جا منبع نور است و كمال نور است . پس يك سلسله مراتبى است « بَعْضُها فَوْقَ بَعْض » كه آن ، مراتب نور را تشكيل مىدهد . و هر طبقهء بالاتر علت براى پيدايش طبقهء پايين‌تر شده است ، و طبقهء پايين‌تر از همه ، فاقد تمام كمالات درجات فوق است و طبقهء بالاتر از همه ، واجد جميع كمالات مادون است .