من شفاعت خودم را در ميان امت خودم براى اهل معاصى كبيره ذخيره نمودهام و اما مُحسنان بر آنها گرفتگى و تنگى نيست ، تا نيازمند به شفاعت بوده باشند .
و حضرت رضا عليه السلام در روايات متعدّدى - كه وارد شده است - فرمودهاند :
وَ لَا يَشْفَعُونَ إلَّالِمَنِ ارْتُضِىَ دِينُهُ ؛
فرشتگان شفاعت نمىكنند ، مگر براى آن كسانى كه دين آنان مورد پسند باشد .
و مراد از دين ، همان اعتقاد به توحيد و نفى شرك است ، ولى كسى كه گناه كبيره انجام دهد و توبه نكند ، حضرت موسى بن جعفر عليهما السلام فرمودهاند كه : مَرْضِىُّ الدِّين نيست ؛ دينش پسنديده نيست . « 1 »
* * * تلميذ : در آيهء 4 سورهء ممتحنه ( 60 ) وارد است :
« قَدْ كانَتْ لَكُمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ فِي إِبْراهِيمَ وَ الَّذِينَ مَعَهُ إِذْ قالُوا لِقَوْمِهِمْ إِنَّا بُرَآؤُا مِنْكُمْ وَ مِمَّا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ كَفَرْنا بِكُمْ وَ بَدا بَيْنَنا وَ بَيْنَكُمُ الْعَداوَةُ وَ الْبَغْضاءُ أَبَداً حَتَّى تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ وَحْدَهُ إِلَّا قَوْلَ إِبْراهِيمَ لِأَبِيهِ لَأَسْتَغْفِرَنَّ لَكَ وَ ما أَمْلِكُ لَكَ مِنَ اللَّهِ مِنْ شَيْءٍ رَبَّنا عَلَيْكَ تَوَكَّلْنا وَ إِلَيْكَ أَنَبْنا وَ إِلَيْكَ الْمَصِيرُ »
. « 2 »
در جلد دوازدهم از بحارالأنوار ، ( ص 27 طبع حروفى ) از تفسير مجمع البيان حكايت مىكند كه فرموده است :
هامش
( 1 ) . علامهء طباطبائى - قدَّس اللَّهُ تربتَه - راجع به مَشْفوعٌ لَهُمْ ؛ يعنى افرادى كه دربارهء آنها شفاعت مىشود ، در جلد اول تفسير الميزان ، ص 171 به بعد بحث كردهاند . و نيز در جلد چهاردهم ، در آيهء 28 از سورهء انبياء بحث نموده و روايات وارده را از كتب شيعه و از تفسير الدُّرُّ المنثور نقل كردهاند
( 2 ) . « چه قدر براى شما مادهء تأسّىِ خوبى است دربارهء ابراهيم و كسانى كه با او بودند ، چون به قوم خود گفتند : ما از شما و از آنچه غير از خدا مىپرستيد بيزاريم ! ما به روش شما كافريم ! و بين ما و شما عداوت و دشمنى ابدى تحقق يافته است ، تا زمانى كه به خداوند يگانه ايمان آوريد . مگر گفتار ابراهيم به سرپرست و عموى خود ، كه : من براى تو استغفار مىكنم و من دربارهء تو در پيشگاه خدا هيچ گونه دخالت و نفوذى ندارم ! بار پروردگار ما ! ما بر تو توكل نموديم ! و به سوى تو بازگشت كرديم ! و بازگشت به سوى توست ! »