تلميذ : آيهء مباركهء :
« وَ لا يَشْفَعُونَ إِلَّا لِمَنِ ارْتَضى وَ هُمْ مِنْ خَشْيَتِهِ مُشْفِقُونَ » ،
« 1 » دلالت بر ارتضاى مطلق دارد ؛ يعنى بايد تمام مراتب وجودى انسان حتى ذات و سرّ او مورد رضايت قرار گيرد ، تا مورد شفاعت واقع شود ، و اين همان درجهء مقرَّبين و مخلَصين است ؟ !
علامه : در اين صورت نيازى به شفاعت نيست ، بلكه مراد از ارتضا ، ارتضاى در دين است و اطلاق آيه بايد در اين حد محدود گردد ؛ يعنى كسى كه دين و اعتقاد و منهج او پسنديده باشد ، در مقابل تقييد به ارتضاى در عمل كه البته مراد نيست ، زيرا كه شفاعت اختصاص به اهل معاصى دارد ، آن هم معاصى كبيره . چون كسى كه از كبائر اجتناب كند ، نفس اين اجتناب ، خود به خود مكفِّر از معاصى صغيرهء اوست ، و در اين صورت ديگر گناهى نيست تا به شفاعت ، از بين برود ، و اين دو آيهء شريفهء :
« إِنْ تَجْتَنِبُوا كَبائِرَ ما تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُكَفِّرْ عَنْكُمْ سَيِّئاتِكُمْ »
. « 2 »
« الَّذِينَ يَجْتَنِبُونَ كَبائِرَ الْإِثْمِ وَ الْفَواحِشَ إِلَّا اللَّمَمَ »
. « 3 »
كه وارد شده است دلالت بر مغفرت خطاياى كوچك و معاصى صغيره - خود به خود - در صورت اجتناب از كبائر دارد .
و رسول خدا صلى الله عليه و آله فرموده است :
ادَّخَرْتُ شَفَاعَتِي لأِهْلِ الْكَبآئِرِ مِنْ أُمَّتِي ، فَأَمَّا الْمُحْسِنُونَ ، فَمَا عَلَيْهِمْ مِنْ سَبِيلٍ ؛ « 4 »
هامش
( 1 ) ذيل آيهء 28 سورهء انبياء : « و فرشتگان شفاعت نمىكنند مگر كسانى را كه مورد رضايت قرار گيرند ، و آنان ازخشيت خداوند در هراس و دهشت باشند . »
( 2 ) . صدر آيهء 31 سورهء نساء . « اگر شما از چيزهاى بزرگى كه از آن نهى شدهايد اجتناب ورزيد ! ما سيّئات شما را ناديده مىگيريم و از آن چشم مىپوشيم ! »
( 3 ) . صدر آيهء 32 سورهء نجم . « آن كسانى كه احسان مىكنند كسانى هستند كه از گناهان كبيره و افعال شنيعه اجتناب مىورزند ، مگر از گناهان و خطاهاى كوچك . »
( 4 ) . الميزان ، ج 1 ، ص 177 ، از أمالى صدوق و ج 14 ، ص 308 از عيون أخبار الرّضا به لفظ إِنَّما شَفاعَتِي نقل كرده است