تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رساله لب اللباب در سير و سلوك اولى الألباب به ضميمه مصاحبات ( طبع جديد ) ( فارسى ) — صفحة 170

مساهمون:

ص١٧٠
طلب مغفرتى است كه براى پدر خود نموده است ؛ آن‌جا كه مىگويد :
« رَبِّ هَبْ لِي حُكْماً وَ أَلْحِقْنِي بِالصَّالِحِينَ * وَ اجْعَلْ لِي لِسانَ صِدْقٍ فِي الْآخِرِينَ * وَ اجْعَلْنِي مِنْ وَرَثَةِ جَنَّةِ النَّعِيمِ * وَ اغْفِرْ لِأَبِي إِنَّهُ كانَ مِنَ الضَّالِّينَ »
. « 1 » ولى البته اين طلب غفران و استغفار از حضرت ابراهيم نسبت به « آزر » در وقتى بوده است كه براى او روشن نشده بود كه آزر مسلّماً از جهنميان است ، زيرا در اين حال احتمال رشد و هدايت در او مىداد و در اين حال بر اساس وعده‌اى كه به او نموده بود ، كه من از خداى خودم براى تو آمرزش مىطلبم ، براى او طلب غفران و آمرزش نمود . ولى بعد از آن‌كه براى ابراهيم روشن شد كه ديگر در « آزر » اميد نجات نيست ، و او دشمن خداست ، براى او در اين حال استغفارى ننموده ، بلكه از او بيزارى و تبرّى جست :
« ما كانَ لِلنَّبِيِّ وَ الَّذِينَ آمَنُوا أَنْ يَسْتَغْفِرُوا لِلْمُشْرِكِينَ وَ لَوْ كانُوا أُولِي قُرْبى مِنْ بَعْدِ ما تَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُمْ أَصْحابُ الْجَحِيمِ * وَ ما كانَ اسْتِغْفارُ إِبْراهِيمَ لِأَبِيهِ إِلَّا عَنْ مَوْعِدَةٍ وَعَدَها إِيَّاهُ فَلَمَّا تَبَيَّنَ لَهُ أَنَّهُ عَدُوٌّ لِلَّهِ تَبَرَّأَ مِنْهُ إِنَّ إِبْراهِيمَ لَأَوَّاهٌ حَلِيمٌ »
. « 2 »
هامش
( 1 ) . آيات 83 - 86 سورهء شعراء : « بار پروردگار من ! حكم را به من عطا فرما ! و مرا به صالحان ملحق گردان ! و به من در ميان آيندگان سخن راست و استوار عنايت كن ! و مرا از وارثان بهشت نعيم قرار بده ! و از پدر من درگذر و او را مورد آمرزش خود قرار بده كه او سخت از گمراهان است ! » ( 2 ) . آيات 113 - 114 سورهء توبه : « چنين حقى براى پيغمبر و كسانى كه ايمان آورده‌اند نيست كه براى مشركين طلب آمرزش و غفران كنند و اگر چه آنان از خويشاوندانشان بوده باشند ، بعد از آن‌كه بر آنان روشن شده باشد كه آنان از اهل دوزخ هستند . و طلب آمرزشى كه ابراهيم براى عمّش آزر نمود ، نبود مگر از روى وعده‌اى كه به او داده بود ؛ و ليكن چون براى ابراهيم روشن شد كه او ( آزر ) دشمن خداست ، از او بيزارى نمود و ابراهيم حقّاً مرد خداترس و بردبارى بود . »
رساله لب اللباب در سير و سلوك اولى الألباب به ضميمه مصاحبات ( طبع جديد ) ( فارسى ) — صفحة 170 | السيد محمدحسين الطباطبائي