دست آورد و يا صاحب قدرت و اعتبارى گردد مَنوعيَّت است كه همه را براى خود برداشته و از اعطا به ديگران امساك مىورزد ، و در مواردى كه به او شرى برسد و مصيبتى وارد گردد و يا مالى از دست بدهد جَزوعيَّت است كه ناله و غوغا سر مىدهد و فريادش بلند مىگردد .
و فقط نمازگزاران هستند كه از اين قاعدهء كليه و خلقت اوليهء انسان استثنا شدهاند .
كدام نمازگزاران ؟ آنان كه چنين و چنانند ؛ در نماز و زكات اهتمام دارند ، و از عذاب خدا در هَراسَند ، و به روز قيامت و بازپسين تصديق دارند ، و خود را از زنا و اعمال شنيعه حفظ مىكنند ، و امانتدار بوده و عهدِ خود را مراعات مىنمايند ، و بر گواهى و شهادت استوار و قائم هستند .
و تمام اعمال حسنه را يكايك شمرده است ، و چيزى را فروگذار نكرده است .
بعد مىفرمايد : اين كفارى كه اطراف تو را گرفتهاند ، و از اين فضايل و اخلاق انسانى و اعمال روحى و حقيقى خبرى ندارند ، چه مىگويند ؟ و چه مىخواهند ؟ آيا آنان چنين مىپندارند كه بدون نمازى كه داراى چنين آثار و خصايصى بوده باشد ، مىتوانند به مقام انسانيت رسيده و داخل در بهشت نعيم گردند ؟
نه ! چنين نيست ؛ آنان هرگز به چنين مقامى راه نخواهند يافت .
در اين آيات نيز مُصلّين ، از قاعدهء خلقت اوليهء انسان ، هَلوعيّت است و لازمهء آن مَنوعيّت و جَزوعيّت است استثنا شدهاند . و بنابراين در ذات انسان عنوان صَلاة كه داراى چنين آثارى است ، به نحو سرشت و فطرت نهاده شده و بايد به مقام بروز و ظهور برسد ، و حسّ نهفتهء الهيّه بيدار گردد .
و بنابراين ، مراد از خلقت انسان به حالت هَلوعيّت ، خلقت يكى از حالات و مقامات انسان است ، نه حاقّ سرشت اصلى انسان ، و آيه آفرينش حالات عادى و عمومى انسان را بيان مىكند ، نه اصل نفس ناطقه و روح قدسى را .
* * *
رساله لب اللباب در سير و سلوك اولى الألباب به ضميمه مصاحبات ( طبع جديد ) ( فارسى ) — صفحة 166
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص١٦٦