تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رساله لب اللباب در سير و سلوك اولى الألباب به ضميمه مصاحبات ( طبع جديد ) ( فارسى ) — صفحة 156

مساهمون:

ص١٥٦
« كَلَّا لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْيَقِينِ * لَتَرَوُنَّ الْجَحِيمَ * ثُمَّ لَتَرَوُنَّها عَيْنَ الْيَقِينِ * ثُمَّ لَتُسْئَلُنَّ يَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِيمِ »
. از خود آيه فى حد نفسها ، استفاده مىشود كه نعيم مطلب بسيار نفيس و ارزنده‌اى است ، بلكه نفيس‌ترين و باارزش‌ترين مهمات و اهداف عالم خلقت بايد بوده باشد . و همانطور كه حضرت فرمودند : از واقعيت وجود يك شخص از اول عمر تا آخر عمر ، اين همه نعمت‌هاى خدايى را كه ديده و مصرف كرده ، از آن‌ها سؤال شود ؛ اين به حسب ظاهر از مفاد خود آيه ، خيلى بعيد است . يعنى افراد بشر بايستى در دنيا از تمام مواهبى كه خداوند به آن‌ها عنايت فرموده است ، آن نعمت حقيقى و واقعى ؛ آن ولايت كه ربط بين عالم خلقت و ذات پروردگار است ؛ بين مخلوق و خالق است ؛ بين حادث و قديم است ؛ بين ممكن الوجود و واجب الوجود است ؛ آن را با كدّ و سعى جست و جو نموده و آن را به دست بياورند . اگر آن به دست آمد
« أَهْدى سَبِيلًا »
است ، و گرنه « اضلال » است . همهء مردم در دنيا زيست مىكنند ؛ معاشرت مىنمايند ؛ نكاح مىكنند ؛ غذا مىخورند ؛ استراحت مىكنند ؛ مىخوابند ؛ در مشاغل ، مانندِ هم باغبانى و زراعت و تجارت و صناعت مىكنند ، ولى يك عده فقط نظر به ظاهر اين امور دارند و از باطن اعراض دارند ، اين‌ها
« بَدَّلُوا نِعْمَتَ اللَّهِ كُفْراً »
هستند . يك عده در بين اين امور متكاثره و كثيره ، دنبال آن حقيقت واحده هستند . اين مىشود نعيم . تلميذ : در سورهء عَبَسَ وارد است كه :
« وَ فاكِهَةً وَ أَبًّا * مَتاعاً لَكُمْ وَ لِأَنْعامِكُمْ »
. « 1 » در روايتى از حضرت على عليه السلام است كه جملهء :
« مَتاعاً لَكُمْ وَ لِأَنْعامِكُمْ » *
جملهء تفسيريه براى جملهء سابقه :
« وَ فاكِهَةً وَ أَبًّا »
مىباشد ؛ بنابراين ، معناى « أَبّ » روشن خواهد بود كه چون غذا براى چهارپايان است مراد از آن ، همان علوفه‌اى است كه
هامش
( 1 ) . آيات 31 - 32 سورهء عَبَسَ : « خداوند از زمين براى شما ميوه و أبّ [ علف‌زار ] را رويانيد ، كه آن‌ها براى بهره‌مند شدن شما و بهره‌مند شدن چهارپايانتان مىباشد . »