بازپرسى به عمل آورد ، كه چه خورديد و چه آشاميديد ؟ و آنان را مورد مؤاخذه و سؤال قرار دهد ؟ و آنان در جواب بگويند : مثلًا ما نان و خرما و امثال اينها را خوردهايم !
بلكه مراد از نعيم ، ولايت ما اهل بيت است ؛ يعنى از مردم سؤال مىشود كه تا چه اندازه راه سلوك إلى اللَّه خود را با راه و روش و سيره و منهاج ائمّهء خودتان تطبيق نموديد ؟ و تا چه مقدار از مقام عبوديّت مَحضه و مُطلقه برخوردار شديد ؟
و مراد از جَنَّةُ النَّعيم كه در قرآن وارد است نيز همين بهشت است . يعنى بهشت ولايت كه همان بهشت مُخلَصين و مقربين از اولياى خدا و واصلين به مقام توحيد ذاتى و مندك شدگان در عوالم ربوبى و صفات جمال و جلال الهى است ؛ بهشت آنان كه شوائب وجودى خود را به طور كلى به باد نسيان سپردند و همه را تسليم حق كردند .
با تمام اين شواهد و قرائن حاقّيّهء داخليه و عارضهء خارجيّه ، ما نعمت را كنايه از ولايت دانستيم ؛ گرچه به حسب ظاهر ، مراد مطلق نعمت است ، ليكن در حقيقت بايد مراد ، نعمت ولايت باشد .
البته در اين تفسير ( تفسير نعمت به ولايت ) نمىخواهيم از ضميمه نمودن روايات وارده ، اين معنا را به دست آوريم ، بلكه مىخواهيم از خود آيات و شواهد موجودهء در آنها اين استفاده را نموده باشيم .
ملاحظه كنيد : بعد از اينكه به طور كلى تكاثر را « مُلْهى » دانست ، و در صورت پيدايش علم اليقين و عين اليقين ، آن را جحيم و آتش سوزنده شمرد ، به قرينهء مقابله ، نعيم را ، كه همان مقام توحيد است - كه در عبد تجلى مىكند و از آن به عبوديت مَحضه تعبير مىگردد - بزرگترين سرمايهء قابل مؤاخذه و مورد پرسش قرار مىدهد ، كه بايد ديدگان خود را از تكاثر يعنى زياده و بسيار بينى در هم كشيد و به نعيم كه يگانهبينى و وحدت گرايى است بازگشت نمود :
رساله لب اللباب در سير و سلوك اولى الألباب به ضميمه مصاحبات ( طبع جديد ) ( فارسى ) — صفحة 155
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص١٥٥