و بالنتيجه به دوزخ مىافكند .
و از اين آيه شايد صريحتر و بليغتر آيهء واردهء در سورهء تكاثر است كه :
« ثُمَّ لَتُسْئَلُنَّ يَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِيمِ »
كه به نحو عجيب و غريبى در عين حال روشن و واضح ، دستگاه كثرت را برمىچيند و به عالم وحدت دعوت مىكند ، و از نعيم كه همان ولايت است ، انسان را مورد مؤاخذه و پرسش قرار مىدهد :
« بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ أَلْهاكُمُ التَّكاثُرُ * حَتَّى زُرْتُمُ الْمَقابِرَ * كَلَّا سَوْفَ تَعْلَمُونَ * ثُمَّ كَلَّا سَوْفَ تَعْلَمُونَ * كَلَّا لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْيَقِينِ * لَتَرَوُنَّ الْجَحِيمَ * ثُمَّ لَتَرَوُنَّها عَيْنَ الْيَقِينِ * ثُمَّ لَتُسْئَلُنَّ يَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِيمِ »
. « 1 »
در ذيل اين سوره ، و در تفسير آن از حضرت صادق عليه السلام نقل شده است كه فرمودند :
مراد از نعيم ، به قول ما مواد خوراكى نيست ؛ مراد از نعيم ، مراحل عبوديت و اخلاص در توحيد و راه ولايت است .
در مجلسى كه آن حضرت با ابوحنيفه برخورد داشتهاند از او مىپرسند كه مراد از نعيم چيست ، كه در اين آيه مورد سؤال و مؤاخذه واقع مىگردد ؟
ابوحنيفه مىگويد : مراد همين نعمتهايى است كه از اغذيه و فواكه و امثالهما ، خداوند به مردم داده است !
حضرت به او مىفرمايند : آيا بعيد نيست از كريمى ، كه اين همه نعمتها را در مقابل مردم و در زير دست و پاى مردم قرار دهد ، كه بخورند و بنوشند و سير شوند و سيراب گردند و بعداً كه مىخواهند بيرون بروند ، مأمورى داشته باشد كه از مردم
هامش
( 1 ) . سورهء تكاثر قرآن كريم : « افزونطلبى و كثرت بينى ، شما را [ از ديدار جمال حق و وجود مطلق و وحدت لايزالى ] باز داشت ، تا جايى كه عمرتان سپرى شد و به ديدار و زيارت خوابگاههايتان و قبرهايتان رفتيد ! نه چنين است ؛ شما به زودى خواهيد دانست ! و پس از اين ، نه چنين است ؛ شما به زودى خواهيد دانست ! نه چنين است ؛ اگر شما به طور علم يقينى مىدانستيد هر آينه جحيم را مىديديد ! و سپس آن را به طور عين اليقين مشاهده مىكرديد ! و سپس در آن وقت از نعيم ، مورد بازپرسى و مؤاخذه قرار مىگرفتيد ! »