أُعْطِيتُ السُّوَرَ الطوَالَ مَكَانَ التَّوْرَاةِ ، وَالسُّنَنَ مَكَانَ الْإنْجِيلِ ، وَالْمَثَانِيَ مَكَانَ الزَّبُورِ ؛ وَفُضِّلْتُ بِالْمُفَصَّلِ ثَمَانٍ وَسِتِّينَ سُورَةً ، وَهُوَ مُهَيْمِنٌ عَلَى سَائِرِ الْكُتُبِ ؛
به جاى تورات به من سورههاى بزرگ داده شده است ، و به جاى انجيل سورههاى سُنَن ، و مَثانى به جاى زبور ، و من تفضيل داده شدم بر آنها به سورههاى مُفَصَّل كه شصت و هشت سوره است . و قرآن سيطره و هيمنه دارد بر ساير كتب انبياى گذشته .
در اين روايت مراد از سورههاى طوال ، سُنَن ، مَثانى و مفصَّل چيست ؟
علامه : مراد از سوَر طوال ، هفت سورهء بزرگ از اول قرآن بوده است كه رسول خدا صلى الله عليه و آله آنها را « طوال » ناميد . و عبارتند از : بقره ، آل عمران ، نساء ، مائده ، انعام ، اعراف و يونس . و ليكن عثمان در وقت جمعآورى قرآن ، سورهء انفال و توبه را بر سورهء يونس مقدم داشت ، چون او سورهء توبه را كه
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ *
ندارد ، سورهء مستقل نمىداند و آن را از متمّمات سورهء انفال مىداند و بنابراين ، اين دو سوره كه نزد او يك سوره بودند ، از سورههاى طوال محسوب مىشده است .
ولى چون به عثمان اعتراض كردند كه رسول اللَّه سورهء يونس را بعد از سورهء اعراف قرار دادند و او را جزء طوال شمردهاند ، او جوابى نداشت كه بگويد و گفت :
من از اين قرارداد رسول خدا مطلع نبودم .
و اما سُنَن كه در اين روايت آمده من جايى نديدهام . و آنچه در بعضى از روايات آمده است مِئاين است ؛ يعنى سورههايى كه در حدود صد آيه هستند ، و شايد هم سُنَن در اين روايت همان مِائين بوده و به وسيله كتابتِ كتّاب ، تحريف « 1 » شده است .
و مشهور آن است كه قرآن را به سه قسمت تقسيم مىكنند : سُوَر طوال ، سور مِائين ، سور مُفصَّلات . غاية الأمر از سورهء نبأ تا آخر قرآن را سور قِصار هم مىگويند .
هامش
( 1 ) . عبارت سُنَن در جواهر طبع حاج موسى ملفّق آمده است ، ولى در طبع حروفى نجف ، همان لفظ مِئين را ثبت كردهاند و چون به اصل آن در كافى مراجعه شد ( اصول كافى ، طبع حروفى ، ج 2 ، ص 601 ) آنجا نيز مِئاين ضبط شده است