تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رساله لب اللباب در سير و سلوك اولى الألباب به ضميمه مصاحبات ( طبع جديد ) ( فارسى ) — صفحة 137

مساهمون:

ص١٣٧
آرى ، وليد « 1 » اين گونه كلمات كفريّات را گفت و قرآن را سحر قوى خواند . وليد و ابوجهل و رفقايشان به دور هم مىنشستند و قرآن را به باد مسخره مىگرفتند . چون آيهء :
« عَلَيْها تِسْعَةَ عَشَرَ »
نازل شد ، ابوجهل از روى مسخره ، به طائفهء قريش گفت : « مادرهايتان به عزايتان بنشينند ! من شنيده‌ام ابن ابى كَبْشه ( منظور پيامبر صلى الله عليه و آله است ) مىگويد : پاسداران و موكلان جهنم ، نوزده نفرند و شما جماعتى هستيد ! آيا ده نفر ، ده نفر از شما نمىتوانند مجتمعاً بر نگهبانان دوزخ حمله كنند ، و بر هر يك از خزنهء جهنم هجوم آورند و او را با شدت بگيرند ، و اين جهنمى را كه محمد مىگويد ، از اين نوزده پاسبان آسوده كنند ؟ ! ابوالاسَد بن اسَيدِ بن كَلْده جَمَحى گفت : چون من مردى شجاع هستم و پهلوانى شايسته‌ام ، من به تنهايى از عهدهء هفده تن از آن‌ها برمىآيم ، و شما نيز از شر آن دو تنِ ديگر مرا كفايت كنيد ! در سورهء انعام و سورهء نساء ، كفر و استهزا و خوض در آيات را كه از وليد و يارانش سر زده بود بازگو مىكند ، و به مؤمنان مىگويد : با چنين مردم فاسقى منشينيد ! و به كفريّات آنان گوش فرا ندهيد ! در سورهء انعام به صورت خطاب به رسول اللَّه ، اين حكم آمد ؛ و در حالى كه مراد مسلمين بوده‌اند .
هامش
( 1 ) . و مخفى نباشد كه اين « وليد بن مُغيره » است و يكى از آن دو نفر رجل عظيمى است كه مشركان گفتند : چرا قرآن بر يكى از اين دو نفر نازل نشده است ؛ و اين وليد غير از « وليد بن عقبة أبىمُعيط » است كه دربارهء او آيهء نبأ نازل شده است