تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رساله لب اللباب در سير و سلوك اولى الألباب به ضميمه مصاحبات ( طبع جديد ) ( فارسى ) — صفحة 135

مساهمون:

ص١٣٥
زيرا اگر اين آيه را با آيهء 140 سورهء نساء ( 4 ) :
« وَ قَدْ نَزَّلَ عَلَيْكُمْ فِي الْكِتابِ أَنْ إِذا سَمِعْتُمْ آياتِ اللَّهِ يُكْفَرُ بِها وَ يُسْتَهْزَأُ بِها فَلا تَقْعُدُوا مَعَهُمْ حَتَّى يَخُوضُوا فِي حَدِيثٍ غَيْرِهِ إِنَّكُمْ إِذاً مِثْلُهُمْ إِنَّ اللَّهَ جامِعُ الْمُنافِقِينَ وَ الْكافِرِينَ فِي جَهَنَّمَ جَمِيعاً »
. « 1 » تطبيق و مقايسه كنيم به خوبى روشن است كه آيهء دوم ، ناظر به آيهء اول است و در آن ، صريحاً بيان دارد كه سابقاً در كتاب خدا چنين حكمى نازل شده است . و چون در آيهء دوم خطاب به مؤمنين است ، معلوم مىشود كه در آيهء اول هم كه آيهء دوم ، نزولش را بيان مىكند و دلالت بر نزول چنين حكمى دارد ، خطاب به مؤمنين است ، گرچه در ظاهر لحنِ سخن ، خطاب را به رسول اكرم متوجه ساخته و با صيغهء مخاطب مفرد بيان كرده است . و علت اين‌كه خداوند حكم را براى مؤمنين و افراد مردم مىآورد ، ولى در ظاهر ، خطاب را متوجه رسول اللَّه مىكند ، نيز روشن است ، چون آن حضرت مأمور تبليغ جميع امت بوده‌اند و از دريچهء نفس آن حضرت ، مردم مورد تكليف قرار مىگرفته‌اند ، فلذا تحمل اين خطاب‌ها و تكليف‌ها بر رسول اللَّه است . و اين معنا در عرف و محاورات اهل لسان ، و در بلاغت و فصاحت ادبيات شايع و ذايع است ، كه « سلطان » در نحوهء خطاب‌ها در بسيارى از موارد ، « وزير » را مورد خطاب قرار مىدهد ، در حالى كه همهء تكاليفِ مورد خطاب ، متعلق به عموم است .
هامش
( 1 ) . « و به درستى كه حقّاً در كتاب خدا براى شما چنين حكمى فرود آمد كه اگر شنيدى كه جماعتى نشسته‌اند و به آيات الهى كفران مىشود و مورد استهزا و مسخره قرار مىگيرد ، پس با آنان مَنشينيد ، تا آن‌كه در مطلب ديگرى خوض و گفت و گو كنند ؛ و گرنه به درستى كه شما مانند آن‌ها خواهيد بود و به درستى كه خداوند تمام منافقان و كافران را در جهنم گرد مىآورد . »