تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رساله لب اللباب در سير و سلوك اولى الألباب به ضميمه مصاحبات ( طبع جديد ) ( فارسى ) — صفحة 136

مساهمون:

ص١٣٦
در ذيل آيهء 44 سورهء نحل داريم :
« وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ »
. « 1 » در اين آيه به خوبى معلوم است كه احكام و تكاليف حقاً به سوى خود مردم نازل مىشود ، و رسول اللَّه دريچه و واسطه براى القاى اين احكام و خطاب‌ها به مردم هستند . اما آن كسى كه به آيات خدا كفر مىورزيده واستهزا مىنموده است وَليد بن مُغيرَه مىباشد كه خداوند داستان او را در سورهء مدَّثِّر بيان مىفرمايد :
« ذَرْنِي وَ مَنْ خَلَقْتُ وَحِيداً * وَ جَعَلْتُ لَهُ مالًا مَمْدُوداً * وَ بَنِينَ شُهُوداً * وَ مَهَّدْتُ لَهُ تَمْهِيداً * ثُمَّ يَطْمَعُ أَنْ أَزِيدَ * كَلَّا إِنَّهُ كانَ لِآياتِنا عَنِيداً * سَأُرْهِقُهُ صَعُوداً * إِنَّهُ فَكَّرَ وَ قَدَّرَ * فَقُتِلَ كَيْفَ قَدَّرَ * ثُمَّ قُتِلَ كَيْفَ قَدَّرَ * ثُمَّ نَظَرَ * ثُمَّ عَبَسَ وَ بَسَرَ * ثُمَّ أَدْبَرَ وَ اسْتَكْبَرَ * فَقالَ إِنْ هذا إِلَّا سِحْرٌ يُؤْثَرُ * إِنْ هذا إِلَّا قَوْلُ الْبَشَرِ * سَأُصْلِيهِ سَقَرَ * وَ ما أَدْراكَ ما سَقَرُ * لا تُبْقِي وَ لا تَذَرُ * لَوَّاحَةٌ لِلْبَشَرِ * عَلَيْها تِسْعَةَ عَشَرَ »
. « 2 »
هامش
( 1 ) . « و ما ذكر و قرآن را به سوى تو فرو فرستاديم تا اين‌كه براى مردم ، روشن و آن‌چه را به سوى ايشان فرود آمده است آشكار سازى ؛ و اميد است كه آنان بينديشند ! » ( 2 ) . « واگذار مرا با آن‌كه من او را تنها خلق كردم . و براى او مال فراوان و گسترده‌اى قرار دادم . و فرزندانى كه همه حاضر و پشت و پناه او شمرده مىشدند . و از هر جهت اسباب و وسايل زندگى را براى او آماده كردم . و با اين حال او طمع زيادتى داشت . نه ؛ چنين نيست ! كه ديگر زياد كنم ؛ چون او به آيات ما دشمن بود . من او را به شدت مىگيرم و از گردنه‌هاى صعب العبور بالا مىبرم ! او در آيات ما فكر كرد ، و بر اين اساس تقدير نمود ، و در معانى و نظم قرآن ، و تقديم و تأخير ، براى استنتاج مطلوب خود سنجش و اندازه‌گيرى كرد . پس كشته باد [ وليد ] ، چگونه سنجش كرد ؟ و سپس كشته باد او ، چگونه سنجش كرد ؟ و براى رضاى خاطر معاندان و هم‌قطارانش ، نظر كرد . و سپس روى خود را در هم فشرده و به حالت عبوس و گرفتگى ، روى در هم كشيد . و پس از آن پشت و ادبار نموده و بزرگى كرد و گفت : اين قرآن نيست مگر يك سحرِ انتخاب شده و قوى پايه ؛ اين قرآن نيست مگر كلام آدمى . من او را در ميان سَقَر آتش مىزنم . اى رسول ما ! مىدانى سقر چيست ؟ ! آتشى است كه دست رد بر سينه كسى نمىنهد ؛ و همه را در كام خود فرو مىبرد ، و چيزى را باقى نمىگذارد و رها نمىكند . پوست بدن را سياه و سوخته مىكند . و بر آن آتش دوزخ ، نوزده فرشتهء عذاب ، مأموريت نگهبان و محافظت دارند . » ( آيات 11 - 30 سورهء مدّثّر )