اسباب طبيعى عادى كه معهود ما مىباشند ، نمىتوان توجيه كرد .
از اهل رياضت نفس امور غريبه و عجيبهاى سر مىزند از قبيل تحريك اجسام و شفاى مرضى و جذب و دفع و غير آنها كه با وسايل طبيعى توأم نيستند و اين حوادث گرچه در برابر حوادث بى پايان جهان بسيار كم و ناچيزند ، ولى در جاى خود بسيار زيادند و داستان و حكايتهاى قابل اطمينان زيادى در اين باب نقل شده ، و كتابهاى زيادى در اين خصوص به رشتهء تأليف درآمده و پيوسته در روزنامهها و مجلهها و ساير نشريههاى عمومى ، اعمال خارق العاده زيادى از مرتاضان هندى و آفريقايى و اروپايى نشر مىشود ، به طورى كه براى شك و ترديد جايى باقى نمىگذارد . « 1 »
هامش
( 1 ) . از حوادث جالب توجهى كه در همين نزديكىها اتفاق افتاد ، نمايشى است كه يك مرتاض هندى پس از چند روز پخش اعلان ، بالاخره در استاديوم امجديهء تهران برگزار كرده و روزنامهها دربارهء آن مطالبى نوشتند .
روزنامهء اطلاعات در شمارهء روز 27 خرداد 1337 مىنويسد : « ساعت پنج بعد از ظهر ديروز برنامهء عمليات مرتاض هندى ( سواى ديو مورتى ) در استاديوم امجديه برگزار شد .
مورتى نخست يك ميلهء دوازده ميليمترى آهنى را به وسيلهء گردن و شكم خم كرد . نوك اين ميله مانند نيزه تيز بود و پس از خاتمهء عمليات جاى نيزه در حدود يك سانتى متر در شكم مرتاض گود شده بود .
بعد مورتى يك تسمهء آهنى شش ميليمترى را به وسيلهء انگشت ، دور دست خود پيچيد و سپس نوبت به پاره كردن يك ورقهء آهن با دست رسيد و ابتدا مشت محكمى به وسط آهن ورق زد و پس از تلاش زياد قسمت كوچكى از آهن را جدا ساخت .
پس از انجام اين عمليات ، مقدارى خرده شيشه خورد و خردههاى شيشه را زير بدن خود ريخت و روى آن به راحتى دراز كشيد و يك ماشين بارى از روى شكم او گذشت و كوچكترين آسيبى به وى نرسيد .
پس نوبت گذشتن تراكتور جاده صاف كن رسيد . رانندهء تراكتور ابتدا چندين بار سعى كرد از تختهاى كه روى بدن مرتاض قرار داده شده بود بالا برود ، ولى موفق نشد و بالاخره هم موقعى كه تراكتور از تخته بالا آمده و روى شكم مرتاض قرار گرفت ناگهان چپ شد و رانندهء آن به طرفى پرتاب گرديد و در اين حادثه خطر بزرگى از سر چند نفر كه در اطراف تراكتور ايستاده بودند گذشت ، زيرا اگر تراكتور روى بدن كسى مىافتاد مرگ او حتمى بود .
پس از ختم اين واقعه كه به خير گذشت ، مقدارى آتش درست كردند ؛ مرتاض با پاى برهنه با موفقيت از روى آن رد شد . سپس او اتومبيلى را به وسيلهء طناب به دور كمر بست و از حركت آن جلوگيرى كرد . آن گاه يك گارى را كه مقدارى آهن آلات روى آن گذارده بودند با موى سر كشيد و آن را به حركت درآورد .
در اين موقع نوبت به از كار انداختن نبض و قلب رسيد . اين دو عمل نيز با موفقيت پايان پذيرفت . آخرين قسمت برنامه پيچاندن طناب به دور گردن و كشيدن آن به وسيلهء 25 نفر از دو طرف بود كه آن هم با موفقيت انجام يافت » .
در اواخر سال 1354 هم دراويش قادرى اعمال بسيارى از اين قبيل انجام دادند كه نمايش فيلم مستند آن در تلويزيون چند روز ادامه يافت و مشروح جريان آن را روزنامهء اطلاعات و كيهان ( مورخ بهمن ماه 1354 ) با عكسهاى ديدنى منتشر ساختند