آيا كليّت قانون عليت و معلول استثنا برمىدارد يا نه ؟
چنان كه ملاحظه مىشود ، اين بحث عقلى است و تنها از راه استدلال عقلى مىتوان آن را ثابت كرد و هيچ گونه تعبّد و تقليدى در آن تأثير ندارد ، زيرا اگر هم فرض كنيم كه نبى يا امام معصومى به وجود معجزه صراحتاً خبر دهد ، ثبوت صدق خبر وى از راه عصت نبوّت وثبوت نبوّت نيز از راه معجزه خواهد بود و بالاخره مىرسد به جايى كه خود به خود بايد ثابت شود ، نه از راه تعبّد و تقليد .
3 . چنان كه روشن شد ، اثبات « معجزه » از راه تعبّد و تقليد ممكن نيست و تنها راهى كه براى تأمين اين منظور بايد پيمود ، استدلال عقلى است .
استدلال را از دو راه مىتوان پيش برد : راه امكان و راه وقوع . به عبارت ديگر يا بايد موردى پيدا كرد كه خواص و آثار اعجاز را دارا بوده باشد و با ضمّ خواص اعجاز به مورد ، استدلال به تحقق معجزه كرد كه روشنترين راه هاست ، زيرا با اثبات وقوع هرچيز امكان آن نيز اثبات خواهد شد ، چنانكه در قرآن كريم همين راه پيموده شده است .
و يا بايد مورد يا مواردى از خارق عادت پيدا كرد كه از نظر خرق عادت و شكستن نظام معهود طبيعت مثل يا نظير معجزه بوده باشد ، آن گاه از راه اين كه امكان چيزى امثال و نظاير آن را تضمين مىكند ، امكان معجزه را كه خود خارق عادتى است اثبات كرد .
چنان كه در بحث اعجاز از تفسير الميزان ( جلد اول ) اشاره رفته ، اقوام و امم انبياى سلف نيز كه طبق نقل قرآن كريم براى اثبات صدق دعوى نبوت از انبياى خودشان معجزه مىخواستند در واقع همين طريق را به كار مىبستند ؛ يعنى يك امر خارق العادهاى مىخواستند كه با صدور آن از پيغمبر خدا صدق دعوى پيغمبرى او ثابت شود ؛ يعنى از براى نبوت و وحى كه خود خارق عادت است ، مثل و نظيرى از خوارق عادت مىخواستند تا صحت تحقق وحى و نبوت كه از جهت حس راهى به آن
مجموعه رسائل ( فارسى ) — صفحة 249
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٢٤٩