اگرچه اين فرضيه هنوز كاملًا به ثبوت نرسيده ، ولى اجمالًا حق با آنهاست و در صورتى كه اسباب و علل معهوده در موارد مذكور موجود نبوده و فرضيههاى علمى سابق وافى به توجيه اين گونه حوادث نباشد ، ناچار از يك سبب غيرمعلوم بايد بحث كرد كه براى توجيه عموم حوادث كفايت نمايد ، زيرا چنان كه دانستيم ، همهء اين وقايع خارقه ، ارتباط علّى و سببى با محيط ماده دارند و در نتيجه بايد همهء احتياج مادى آنها به اسباب تأمين شود . در نتيجه بايد گفت كه در جهان ماده از براى حوادث مادى علل و اسباب ماديهاى موجود است كه تحقق هر حادثهاى متوقف به تحقق آنها بوده و هيچ گونه تخلفى در كار نيست ، خواه ما بدانيم يا ندانيم . نهايت مطلب اين كه لازم نيست علل و اسباب عادى هميشگى بوده و دوام داشته باشند ، زيرا علاوه بر اين كه هيچ گونه دليلى بر نفى علل و اسباب خارق العاده و نادرةالوقوع نداريم ، مواردى مشاهده مىنماييم كه كاملًا از علل و اسباب عادى خالى هستند .
از بيان گذشته روشن مىشود كه خرق عادت مانند كارهاى عجيب ارتياضى و نظاير و امثال آنها از قبيل معجزه و كرامت و سحر و غيره امكان وقوع دارند .
اكنون دو مطلب را بايد در نظر آورد : اول اين كه ما با اتكاى به براهينى كه اقامه كردهايم ، سرتاسر جهان ماده را يك واحد وسيع از حركت مىدانيم و دانشمندان مادى نيز در اين نظر از ما بسيار دور نبوده و جهان ماده را مؤلف از حركت مىدانند - اگرچه در تصوير مطلب و تشخيص هويت اين حركت اختلاف داريم - و جاى ترديد نيست كه حركت ، محرك مىخواهد ، زيرا حركت كار است و كار كنندهاى مىخواهد كه با كنش او كار ظهور پيدا كرده و با دست از كار كشيدن او كار نيز نابود مىشود . و در نتيجهء اين محاسبه ، بالاى سرعلل و اسباب طبيعيه ، علتى ما فوق طبيعت بايد اثبات كرده و پذيرفت .
و چون جهان هستى واقعيتى غيرقابل بطلان دارد ( نه به اين معنا كه در آينده عدم به جاى وجود عالم نمىنشيند ، بلكه به اين معنا كه هستى مجموع و گذشته و آيندهء جهان
مجموعه رسائل ( فارسى ) — صفحة 254
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٢٥٤