پيشگويىها و اين همه كنجكاوىهاى علمى ، همه و همه روى اساس اعتقاد به قانون عليتِ عمومى است .
هرگز فطرت انسانى حاضر به پذيرفتن پيدايش امرى نيست مگر اين كه قبلًا جريانى پديد شود كه منجر به پيدايش آن امر گردد . هرگز نفس آدمى رابطه را در ميان حوادث و اجزاى اين عالم قابل بطلان نخواهد دانست ، نه تنها انسان بلكه حيوانات زبان بسته نيز كه براى سيرى به سوى علف و براى سيرابى به سوى آب و براى تناسل نر و ماده به سوى همديگر متوجه مىشوند ، رابطهء حوادث و اجزاى جهان را ناديده نخواهند گرفت و نظام هستى را به دست اتفاق و گزاف نخواهند سپرد .
از براى پيدايش هر چيزى ، چيزهاى ديگرى ( علل ) پيش از آن لازم است كه بر اثر برخوردهاى گوناگون آنها ، آن چيزها و انواع پديدهها و حوادث طبق ارتباط مخصوصى به وجود آيد .
ما اگر بخواهيم براى رفع حاجت گرسنگى سير شويم ، بايد نانى به دست آورده و بخوريم ، يعنى پيدايش سيرى ( معلول ) متوقف است به مجموعهاى از امور و حوادث ( مثلًا انسان ، اراده ، اعضاى انسانى كه براى خوردن به كار مىافتند ، خوردن كه مجموعهاى از افعال انسان است ، نان ، زمان و مكان ) . بديهى است اگر اينها را فرض نكنيم هرگز معلول كه خوردن است ، تحقق پيدا نخواهد كرد و به همين قياس . . . .
و هرگز در اين عالم حادثهاى فرض نمىتوان كرد كه به هيچ وجه به زمان و مكان و اجزاى ديگر عالم ارتباط نداشته باشد و هرگز ذى شعورى و اراده از پيش مىرود ، از اعتقاد به چنين ارتباط و عليتى سرباز زند .
ما اين اعتقاد فطرى را داريم و طبق آن پيوسته در كارهاى روزمرهء جزيى و همچنين در كنجكاوىهاى كلى علمى رفتار كرده و علل و عواملى را كه از براى حصول هر مقصدى عادتاً سببيّت و عليّت داشته باشد به كار مىبنديم ، ولى گاهى در ميان جريانات حوادث عادى حوادث نادرالوجود ديگرى مىيابيم كه آنها را با علل و
مجموعه رسائل ( فارسى ) — صفحة 251
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٢٥١