عيسى و غير آنها - صلوات اللَّه عليهم - نقل مىكند و چنان كه خود قرآن كريم نيز در مقام اثبات حقانيت خود - كه كلام خداست - تحدى مىكند .
انبيا معجزاتى را كه مىآورند به اين عنوان بود كه امرى است كه جز خداى عزوجل ، همه از آوردن مانند آن عاجزند و اين شاهد بندگان او مبعوث و برانگيخته شدهاند يا پيغامى آوردهاند .
« كرامت » امرى است خارق العاده كه به واسطهء تقرب در پيشگاه خداوند و لطافت روح و صفاى باطن از انسان صادر مىشود ، ولى نه براى اثبات حق با تحدى اگرچه ممكن است حقى با آن اتفاقاً ثابت شود .
استجابت دعا معلوم است .
« سحر » به حسب متعارف ، امر خارق العادهاى را گويند كه از راه تصرف در مشاعر ادراكى انسانِ مسحور ، تحقق پيدا كند ، بنابراين با قطع نظر از اداركات انسانى ، تحقق نفسى و واقعى نخواهد داشت ، مانند انواع چشم بندى و تسخير اشخاص و ايجاد حب و بغض و جدايى انداختن ميان زن و شوهر و عقد الرجال كه عموماً به تصرف در ادراك مربوط مىباشد .
از اين رو ، اقسام كهانت و احضار ارواح و تأثيرات ديگرِ نفسانى از مفهوم سحر خارج مىباشند ، ولى همهء آنها در اين كه امورى هستند خارق و در غير راه حق ، شريك اند .
2 . اگرچه تاريخ قطعى پيدايش اين بحث ( معجزه ) در دست نيست و روى هم رفته بحثى است بسيار قديمى ، ولى در هر حال ما شك نداريم كه سرِ اين رشته از سخن از اين جا باز شده كه آيا خرق عادت جايز است يا خير ؟ و آيا نظام عليت و معلوليت و سببيّت و مسببيّت كه در جهان ماده مشهود بوده و هر پديده و حادثهاى كه در محيط طبيعت به ظهور مىپيوندد اسباب مخصوصهاى دارد كه بى اين كه آنها قبلًا تحقق پذيرند مسبّبات آنها تحققپذير نخواهند بود ، ممكن است به هم بخورد يا نه ؟ و
مجموعه رسائل ( فارسى ) — صفحة 248
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٢٤٨