چون علم و قدرت ، عين ذات حق تعالى باشند . بلكه اينها صفات عارضى و انتزاعى هستند كه از حدوث متعلقات اينها ، انتزاع مىشوند .
به عنوان مثال : هنگامى كه « زيد » ى را در نظر مىگيريم كه مشمول رحمت و هدايت و رزق خدا قرار گرفته است از اينها صفات رحيم و هادى و رازق انتزاع شده ، به خدا نسبت داده مىشود .
روى اين بيان ، صفاتى كه به نام « صفات افعال » معروف است و از بررسى حال متعلق آنها انتزاع شده به حق تعالى نسبت داده مىشوند .
فى المثل : هر شخصى كه براى بقاى هستى خود نياز مبرمى به مواد غذايى دارد نيازى به رازقى دارد كه اين مواد را در اختيار او قرار دهد از اين رهگذر به اين مواد غذايى « روزى » ( رزق ) و به آن شخص « مرزوق » و به حضرت احديت « رازق » مىگوييم . و همچنين است ديگر صفات افعال .
به عبارت ديگر صفات افعال امورى است زائد بر ذات و حقيقت آنها به چيزى بر مىگردد كه در علم بيان به « استعارهء تمثيليه » معروف است .
ولى اگر در مسئلهء توحيد تحقيق عميقترى شود به نتيجهء دقيقترى مىرسيم و آن اين كه : وجود با همهء مظاهر آن و با همهء نسبت هايى كه به آن داده مىشود و همهء انتزاعاتى كه از آن مىشود به ذات اقدس الهى باز مىگردد به نحوى كه شايستهء مقام ربوبى باشد .
روى اين بيان صفات افعال اگر چه نسبتهاى نوظهورى هستند لكن اساس و ريشهء آنها با ذات حق تعالى قائم است . و يك ارتباط حقيقى با ذات حق تعالى دارد اگرچه فكر ما از تصوير آن عاجز ، و زبان ما از ترسيم آن قاصر ، و انديشه ما از كشف حقيقت آن ناتوان است .
اين صفات اگرچه در ظاهر با اشياء و اشخاص ارتباط دارد و اشياء و اشخاص نيز با آنها ارتباط نزديك دارند ، همين صفات با حفظ همين رابطه به نحوى كه شايستهء مقام
مجموعه رسائل ( فارسى ) — صفحة 237
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٢٣٧