اختيار استقلال ندارند كه اگر خدا نخواهد نمىتوانند اين اختيار خود را به كار اندازند . « 1 »
تفصيل اين بحث به كتابهاى مفصل فلسفى و عقيدتى موكول است .
توضيحى در معناى تقدير
از سخنان اميرمؤمنان در مورد مالك بودن خداوند به آن چه كه بندگان مالك اند .
بيان لطيفى است كه به عباية بن ربعى اسدى فرمود .
عبايه از پيشگاه اميرمؤمنان در مورد « استطاعت » كه به وسيلهء آن مىنشينيم و برمىخيزيم توضيح خواست .
فرمود : « إنّك سَأَلْتَ عن الاستطاعة ، فهل تَملِكها من دون اللَّه أو مع اللَّه » ؛
- از استطاعت پرسيدى ، بگو ببينم : آيا تو اين استطاعت را بدون خدا مالك هستى يا همراه با خدا و به شراكت او ؟ !
عبايه ساكت شد ، اميرمؤمنان فرمود :
- اگر مىگفتى : همراه خدا مالكى ، كافر مىشدى و تو را مىكشتم . و اگر مىگفتى بدون خدا مالكى ، باز هم كافر مىشدى و تو را مىكشتم .
عبايه گفت : پس چه بگويم ؟ اى اميرمؤمنان !
فرمود :
تقول : إنّك تَملكها باللَّه الذى يَملكها من دونك ، فإنّ ملكَك إيّاها كان ذلك من عطائه ، و إن سلبكها كان ذلك من بلائه ، فهو المالك لما ملّكك ، القادر على ما عليه أقدرك ؛ « 2 »
هامش
( 1 ) . انسان ، آيهء 30
( 2 ) . تحف العقول ، ص 152