تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه رسائل ( فارسى ) — صفحة 240

مساهمون:

ص٢٤٠
مىگويى : به عنايت و لطف او تو مالكى ، كه اگر چيزى را به تو تمليك كند آن لطف و موهبتى است در حق تو ، و اگر آن را از تو بگيرد ، آزمايشى است در حق تو . او مالك على الاطلاق است به چيزى كه به تو بخشيده است و قادر على الاطلاق است به آن چه كه تو را به آن توانا ساخته است . اميرمؤمنان در اين بيان پرارج خود مالكيت اشياء و اشخاص را در مورد آثار وجودى خود بر توحيد افعال مبتنى ساخته است . و مالكيت انسان بر افعال خود نيز مشمول توحيد افعال است و در نتيجه مالكيت انسان ، مالكيت استقلالى نيست ، بلكه هر سبب و علتى كه در جهان اسباب و علل هست در تأثير و عليت خود مستقل نيست ، تعبير اين كه « اگر چنين و چنان مىگفتى تو را مىكشتم » گواه آن است كه مسئله بر مبناى توحيد افعالى است . بر اساس فرمودهء امام عليه السلام به طورى كه خود سبب و علت ، ملك خداست ، وصف سببيت و عليت آن نيز ملك خداست ، و اثرى كه از علت و سبب پديد مىآيد اگرچه به خود علت و سبب هم نسبت داده مىشود ولى در واقع از آن خداست و مالك واقعى اسباب و مسببات خداست . و اگر سببى هم اثر خودش را مالك باشد به تمليك خداست و اين مالكيت در عرض مالكيت خدا نيست بلكه در طول مالكيت خدا و در پرتو آن است . اين مطلب را ممكن است در ضمن مثال ساده‌اى چنين ترسيم كنيم : اگر شما در ذهن خود اشياء و صورت‌هاى ذهنى ترسيم كنيد و آنها را صاحب آثار و افعال تصور كنيد ، آن صورت‌هاى ذهنى فاعل و مخترع كارهاى خود خواهد بود . مثلا اگر انسان خيالى را در ذهن خود مجسم كنيد كه مىخورد و مىآشامد به يكى نيكى مىكند و به ديگرى به ناحق تجاوز و ستم مىكند . در اين جا آن انسان خيالى مالك آثار خود و فاعل افعال خود مىباشد و شما نيز كه اين صورت خيالى را در ذهن خود آفريده‌ايد مالك آن انسان خيالى و مالك همه‌آثار و افعال او نيز هستيد .