« چگونه ؟ » دچار تشبيه شده است . و هركس بگويد « در آن هنگام » زمان را به او راه داده است . و هركس بگويد « تا » براى او نهايتى پنداشته است .
با دگرگونى مخلوقات ، او دستخوشِ تغيير و تحول نشود ، و يا محدوديتهاى مخلوقات ، او محدود نشود .
او يكتا و بى همتاست و لكن نه از نوع وحدت عددى ، او بى نياز است ولى نه با استخدام اعضا و اجزا او پنهان است ولى حلول نكرده است . او آشكار است ولى نه با جدايى . در همه جا جلوه گر است و لكن نه به آن معنا كه با چشم ديده شود .
10 - آفرينش جهان
از سخنان اميرمؤمنان در تشريح معناى آفرينش :
لم يخلق الأشياء من أصول أزليّة ، ولا من أوائلَ كانت قبله أبدية ، بل خلق ما خلق ، وأتقن خلقَه ، و صوّر ما صوّر فأحسن صورته ، فسبحانه مَنْ توحَّد في علوِّه ، فليس لشيء منه امتناع ، و لا له بطاعة أحد من خلقه انتفاع ؛ « 1 »
او پديدهها را از مواد قديم و ازلى نيافريد بلكه هر چه آفريد از كتم عدم پديد آورد و خلقتش را استوار كرد ، و در صورتهاى زيبا آنها را تصوير كرد .
منزه است خدايى كه در علو شأن خود يكتا و بى همتاست . هيچ موجودى را ياراى آن نيست كه از فرمان او سرپيچى كند و او هرگز از اطاعت احدى سودى نمىبرد .
اميرمؤمنان در اين بيان لطيف خود ، اعتقاد به مادهء اولى و قديم را به عنوان مبدأ جهان هستى رد مىفرمايد و فرمانبرى همهء موجودات را برهان اين مسئله قرار مىدهد كه در واقع پايان سخن آن حضرت دليل مطلبى است كه در آغاز سخن بيان فرموده است .
هامش
( 1 ) . مستدرك نهج البلاغه ، ص 10