شيواترين تعبيرى است كه در اين مورد بيان شده است و هرگز احدى پيش از اميرمؤمنان چنين تعبيرى نكرده است . شبيه همين بيان از هفتمين پيشواى شيعيان حضرت موسى بن جعفر عليهما السلام نيز نقل شده است .
إنّ اللَّه تبارك و تعالى كان لم يزل بلا زمان و لامكان ، و هو اليوم كما كان ، ليس بينه و بين خلقه حجاب غير خلقه . احتَجَب به غير حجاب محجوب ، وَاستُتِرَ به غير سِتر مستور ؛ « 1 »
خداى متعال بدون زمان و مكان وجود داشته و دارد و ميان او و مخلوقاتش حجابى جز نقص وجودى مخلوقات وجود ندارد . او بدون حجاب از نظرها ناپديد و بدون پرده از ديدهها پوشيده است .
اميرمؤمنان با جملهء « كان ربّاً إذ لامربوبَ » بيان مىفرمايد كه « صفات فعل » خدا نيز پيش از آن كه متعلق صفات در خارج تحقق يابد در ذات پروردگار ريشه دارد . و اين از مشكلترين مسائل پيچيدهء فلسفى است .
از شعرى كه اميرمؤمنان در پايان حديث انشاد فرموده است ، استفاده مىشود كه جهان آفرينش در گذشته ادامه داشته و در آينده نيز ادامه خواهد داشت ، چنان كه در احاديث بسيارى از اميرمؤمنان و ديگر پيشوايان معصوم روايت شده است كه پيش از اين جهان ، جهانهاى بى شمار بوده و پس از اين جهان نيز جهانهاى بى شمارى خواهد بود ، كه شمارهء آنها را جز پروردگار نمىداند . « 2 »
هامش
( 1 ) . توحيد صدوق ، ص 179
( 2 ) . هدف مؤلف از عبارت بالا اين نيست كه اين عوامل از ازل بوده و تا ابد خواهد بود ، بلكه به طورى كه در بخشهاى ديگر اين كتاب هم تصريح شده اين عوالم نقطهء شروع دارد و هر چيزى كه نقطهء شروع داشته باشد نقطهء پايان نيز خواهد داشت . چنان كه امام باقر عليه السلام در پاسخ دانشمند شامى مىفرمايد : « خداوند شىء را از لاشىء آفريد و اگر شىء را همواره از شىء مىآفريد براى آن انقطاع متصور نمىشد و لازمهاش ازلى بودن جهان بود در حالى كه خداوند در ازل بود و هيچ شىء نبود آن گاه « آب » را كه نخستين شىء آفريده شده است از لاشىء آفريد ( توحيد صدوق ، ص 67 )