در ميان مخلوقات خود پردهها آفريد تا روشن شود كه ميان او و مخلوقاتش پردهاى جز آفرينش آنها نيست .
او پرودگار بود هنگامى كه پروردهاى نبود . او آفريدگار بود هنگامى كه آفريدهاى نبود . او دانا بود پيش از آن كه معلومى در جهان باشد ، و شنوا بود پيش از آن كه مسموعى در جهان باشد » . « 1 »
سپس در پايان بيانات درر بارش ، ابياتى چند انشاد كرد كه مطلع آنها اين بيت است :
و لم يزل سيدي بالحمد معروفاً * و لم يزل سيدي بالجود موصوفاً
همواره مولاى من با ستايشهاى و الا شناخته مىشد . و پيوسته با دهشهاى بىكرانش در حال افاضه بود .
اميرمؤمنان در اين بيانات والاى خود ، معناى تشبيه و تنزيه را در مورد صفات حق تعالى به بهترين بيان و عالىترين تعبيرى تشريح فرموده است . و تفسير رؤيت حق تعالى را به شيواترين بيانى توضيح داده است كه به وسيلهء ديدهء سر و حتى به وسيلهء ديدهء دل هم نيست ، بلكه با حقايق ايمان است .
آن گاه حقيقت ايمان را با جملهء « حجب بعضها عن بعضهم ليعلم ان لاحجاب بينه و بين خلقه غير خلقه » روشن مىكند كه چيزى جز نقص وجودى مخلوقات بين او و مخلوقاتش ، حجابى نيست .
پس اگر ايمان بندهاى خالص باشد ( به آن معنا كه در بخش دوم گفتيم ) و دلش به چيزى جز پروردگار خويش مربوط نباشد پردهاى نمىماند كه ميان او و پروردگارش حاجب باشد پس او را با حقايق ايمانش مىبيند .
تعبيرى كه اميرمؤمنان در زمينهء حجاب بودن خود مخلوقات بيان فرموده است
هامش
( 1 ) . عين همين مطالب از امام هشتم نيز نقل شده است ( توحيد صدوق ، ص 34 - 38 )