9 - توضيح پارهاى از حقايق
از سخنان اميرمؤمنان در شرح پارهاى از حقايق ياد شده :
خلقَ اللَّهُ الخلقَ ، فعلّق حجاباً بينه و بينهم ، فمباينته إيّاهم مفارقته إنّيّتهم ، و إبداؤه إيّاهم شاهد على أن لا أداة فيه ، لشهادة الادوات بفاقة المؤدين ، و ابتداؤه إيّاهم دليل على أن لاابتداء له ، لعجز كلّ مبتدأ عن إبداء غيره ؛ « 1 »
خداوند جهانيان را بيافريد ، آن گاه ميان خود و مخلوقاتش حجابى قرار داد كه آن پردهء خالق و مخلوق و نقص وجودى آفريده در برابر آفريدگار است .
با ايجاد مخلوقات از كتم عدم بى نيازى خود را به ابزار و ادوات روشن ساخت زيرا ، ابزار و آلات گواه محتاج بودن به كار برندهء آن است .
نقطهء آغاز مخلوقات گواه است بر اين كه او نقطهء آغازى ندارد . زيرا هر چيزى كه نقطهء آغاز داشته باشد پديده خواهد بود و هرگز نخواهد توانست كه پديد آورنده باشد .
اسماء حسناى او بيانگر صفات كمالى او ، و افعالش نشانِ هستى اوست . ذات او عين حقيقت است . وكنه او جدا از هر موجودى در جهان است . هر كس براى او صفات زائدى اثبات كند او را نشناخته است ، و هر كس براى او مانندى بپندارد از او دور شده است ، و هر كس بخواهد كنه ذات او را بشناسد بى راهه رفته است .
هركس بگويد « كجاست ؟ » براى او مكان تصور كرده است و هركس بگويد « درچه ؟ » او را محدود دانسته است . و هركس بگويد « تابه كى ؟ » براى او انتهايى تصور كرده است . و هركس بگويد « چرا ؟ » براى او علتى پنداشته است . و هركس بگويد
هامش
( 1 ) . متن كامل اين حديث در تحف العقول ، ص 49 - 51 و نزديك به اين مضمون در توحيد صدوق ، ص 35 آمده است