تعبير مىشود و هرگز اين واژهها در مورد خداوند به معناى قبل و بعد زمانى نيست .
چنان كه اين حقيقت را در بيان ديگرى كه در بخش پنجم از آن حضرت نقل كرديم توضيح داده است .
8 - رؤيت خداوند
از سخنان اميرمؤمنان در پاسخ شخصى به نام « ذعلب » كه از آن حضرت پرسيد :
- هل رأيت ربّك ؟ ؛ آيا پروردگارت را ديدهاى ؟
فرمود :
- ويلك يا ذعلب ! ما كنتُ أعبدُ ربّاً لم أرَه ؛ واى بر تو ذعلب ! من هرگز خدايى را كه نديده باشم نمىپرستم .
ذعلب گفت : او را چگونه ديدهاى ؟ !
فرمود : « لم تره العيون بمشاهدة الإبصار ، و لكن رأته القلوبُ بحقايقِ الإيمان ؛ « 1 »
اى ذعلب ! چشمها و حواس او را نمىبينند ولى دلها در پرتو ايمان او را درك مىكنند .
اى ذعلب ! پروردگار من بخش هر لطيفى و غلظت بخش هر غليظى ، و بزرگى بخش هر بزرگى است ، ولى او هرگز به اين صفتها ( لطافت ، غلظت ، خشونت و . . . ) متصف نمىشود .
پيش از هرچيزى بوده ، چيزى بر او پيشى نگرفته ، پس از هر چيزى خواهد بود و بعد از او چيزى نخواهد بود .
مشيت او بدون نياز به تصميم تحقق يابد و همه چيز را بدون توسل به چيزى
هامش
( 1 ) . متن كامل اين بيانات پر ارج اميرمؤمنان را مرحوم صدوق در كتاب پرارج توحيد ، ص 308 آورده است و فرازهايى از آن در خطبههاى 179 و 186 نهج البلاغه ( صبحى صالح ص 285 و 272 ) آمده است كه به دليل تشابه آن با فصل پيشين ، متن عربى آن را نياورديم . « مترجم »