الصنعها عبرةً ، فلا إليه حدّ منسوب ، ولا له مَثَلٌ مضروب ، و لاشيء عنه بمحجوب ، تعالى عن ضرب الأمثال ، و الصفات المخلوقة علوّاً كبيراً ؛ « 1 »
همهء مخلوقات جهان را بر ربوبيت خود گواه قرار داده است و ناتوانى آنها را برقدرت خود گواه ساخته است . حدوث پديدهها را دليل ازليت خود و زوال آنها را گواه بقاى خود قرار داده است .
بر همهء موجودات جهان احاطهء علمى دارد . هيچ موجودى نمىتواند از دايرهء علم خدا بيرون باشد و از شمارش او خود را پوشيده نگه دارد .
بر همه چيز تواناست ، هيچ موجودى نمىتواند از تحت قدرت او بيرون رود .
استحكام جهان دليل قدرت او ، تركيب پيچيدهء جهان نشان عظمت او ، حدوث پديدهها گواه قدمت اوست .
ريزه كارى هايى كه در جهان طبيعت به وديعت نهاده براى عبرت همگان كافى است .
نه براى او حدى توان فرض كرد و نه براى او مثالى بتوان تصور كرد .
7 - توضيحى در مورد صفات ثبوتى و سلبى
از سخنان اميرمؤمنان در مورد صفات ثبوتى و سلبى حضرت پروردگار خطبهاى است كه در ضمن آن مىفرمايد :
ما وَحَّدَهُ مَنْ كَيّفَهُ ، وَلا حَقيقَتَهُ أَصابَ مَنْ مَثَّلَهُ ، ولا إيّاه عَنى من شَبَّهه ، ولاحمده من أشار إليه و توهَّمَه ، كلّ معروف بنفسه مصنوعٌ ، و كلّ قائم في سواه معلول .
فاعل لا باضطراب آلة ، مقدّر لا بجول فكرة ، غنيّ لا باستفادة .
لاتصحبه الأوقات ، ولا ترفده الأدوات ، سبق الأوقات كونه ، والعدم وجوده ، والابتداء أزله .
هامش
( 1 ) . توحيد صدوق ، ص 71