تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه رسائل ( فارسى ) — صفحة 216

مساهمون:

ص٢١٦
خداوندى كه در زمان نگنجد و با هيچ مقياسى محدود نشود . از بهترين تعبيرات اميرمؤمنان ، بيان شيوايى است كه در اين زمينه مىفرمايد و آن اين كه : لايشمل بحدّ ولايحسب بعد وأنّما تحدّ الأدوات أنفسها ، و تشير الآلات إلى نظائرها ؛ « 1 » ذات بىپايان او مشمول حدى نشود و تحت شماره‌اى قرار نگيرد ، زيرا ادوات تعريف جز مكنات را فرا نگيرد و اسماء اشاره جز به ممكنات اشاره نكند . مَثَل عقل در شناخت حضرت احديت مَثَل انسانى است كه در كنار اقيانوس ناپيدا كرانه‌اى ايستاده ، مىخواهد آب اقيانوس را با دو دست خود بردارد دست‌ها را به سوى اقيانوس دراز مىكند كه به مقدار نامحدودى از آب اقيانوس را برگيرد ولى جز به مقدار دو دست خود قادر نيست كه از آن بردارد . اميرمؤمنان ناتوانى عقل را از درك حق تعالى معرفت و شناخت ناميده است ، زيرا از ابتدايىترين مرحلهء شناخت شروع كرده با تمام نيرو در اين وادى گام سپرده است و در آخرين مرحله به اين نتيجه رسيده است كه توانايى ادراك حق تعالى را ندارد و اين آخرين حد شناخت يك آفريده از آفريدگار خود مىباشد .

3 - تحقيق معناى توحيد

از سخنان اميرمؤمنان در زمينهء توحيد بيان شيوايى است كه مىفرمايد : بأنّ من الأشياء بالقهر لها ، والقدرة عليها ، و بانت الأشياء منه بالخضوع له ، و الرجوع إليه ، منَ وصَفَه فقد حدّه ، و من حَدّه فقد عَدَّه ، و من عَدَّه فقد أبطل أزَلَه ؛ « 2 »
هامش
( 1 ) . نهج البلاغه صبحى صالح ، ص 273 خطبهء 186 ( 2 ) . همان ، ص 212 خطبهء 152
مجموعه رسائل ( فارسى ) — صفحة 216 | السيد محمدحسين الطباطبائي