نيز به ادعاى اين كه پارهاى از آنها به سخنان آن حضرت شباهت ندارد در صحت انتساب آنها به اميرمؤمنان به ترديد سخن گفتهاند .
در حالى كه آن چه از سخنان اميرمؤمنان عليه السلام به ما رسيده است يكنواخت و داراى يك اسلوب است كه با يكديگر كاملًا مرتبطاند و هر يكى تصديق كنندهء ديگرى است .
و قسمت اعظم سخنان آن حضرت به صورت « مسند » در كتابهاى مرجع در تاريخ و حديث روايت شده است .
به خصوص كه سخنان آن حضرت اسلوب خاصى دارد كه هرگز با سخن ديگرى اشتباه نمىشود ، و در ميان سخنان پر ارجى كه از اصحاب و ديگر شخصيتهاى صدر اسلام با اختلاف طبقاتشان به ما نقل شده ، هرگز سخنى به شيوهسخنان آن حضرت يافت نشده است .
و اگر كسانى باشند كه بتوانند چنين سخنان پر ارجى را جعل كرده ، براى بالا بردن مقام و منزلت شخصى به او نسبت دهند ، چنين اشخاص پرمايه و متوغل در فلسفه و حكمت قادر به اداى چنين سخنان و الا ، در ديگر شئون زندگى خود ، سخنانى در همين سطح خواهند گفت كه در تاريخ ثبت شود و صاحب اين افكار برجسته و سخنان ارزنده شناخته گردد . و عادتاً بر صاحبان اين مقام و الا سخن گفتن در ديگر مجالات زندگى در سطح سخنانى كه به ديگرى نسبت مىدهند اجتناب ناپذير است .
در حالى كه نظير اين سخنان از احدى از شخصيتهاى اسلامى هرگز ديده نشده است .
گذشته از اين ، كسى كه قادر است چنين مطالب ارزندهاى را بيان كند و مسائل مربوط به معارف الهى را اين چنين تجزيه و تحليل كند ، چگونه ممكن است كه با اين قدم استوار در معارف الهى ، سخنانى را جعل كرده به ديگرى نسبت دهد و خود در زاويهء گمنامى عاطل و باطل بماند ؟ مگر اين كه دچار بيمارىهاى روانى باشد ، كه در اين صورت از ساختن چنين سخنان حكمتآميز عاجز ، و از ورود به آبشخور
مجموعه رسائل ( فارسى ) — صفحة 205
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٢٠٥