به قضاياى بديهى باز مىگردند و انسان خواه ناخواه در برابر آنها زانو مىزند .
آنها كه راه پر پيچ و خم فلسفه را پيمودهاند مىدانند كه بحث صحيح و اساسى در مباحث فلسفى هنگامى مىتواند نتيجه بخش باشد كه انسان همهء معلومات و اطلاعاتى را كه از راه تقليد به دست آورده است دور بريزد ، و خود را از همهء مطالبى كه از راههاى گوناگون تحت تأثير آداب و رسوم و تلقينات و عواطف فراگرفته است تجريد سازد .
آرى ، انسان بايد همهء اينها را كنار بگذارد و به قضاياى بديهى و مطالب ضرورى كه مورد پذيرش همهء اذهان بشرى است ، روى آورد . آن گاه مسائل نظرى و غير بديهى را بر اساس تقدم برخى بر برخى ديگر از آنها استنتاج كند و همچنين پيش برود تا به اوج حقايق و معارف برسد .
پر واضح است كه چنين بحث و كاوشى فلسفى جز با رعايت حق تقدم و اولويت برخى از مسائل بر برخى ديگر نتيجه بخش نمىباشد . و هرگز بحث فلسفى بدون رعايت اين نظم و ترتيب امكانپذير نيست و گرنه بحث استدلالى به بحث جدلى برمىگردد و به جاى قضاياى بديهيه براساس اصول موضوعه و امور فرضى استوار مىگردد .
يادآورى :
در پايان مباحث مقدماتى كتاب ، يادآور مىشويم كه حجم كتاب به ما اجازهء استيفاى بحث و اداى حق مطلب را در شرح نمونه هايى كه از سخنان اميرمؤمنان مطرح خواهيم كرد نمىدهد ، زيرا سخنان آن حضرت پر از مطالب دقيق فلسفى و مسائل عميق معارف الهى است و اداى حق مطلب نيازمند كوشش وسيع و تلاش توان فرساى فراوانى است .
ما در اين جا فقط به مرتبت والاى سخنان امام از نقطه نظر فلسفى اشاره خواهيم