تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه رسائل ( فارسى ) — صفحة 206

مساهمون:

ص٢٠٦
اقيانوس ناپيدا كرانهء فلسفه متعالى عاجزتر خواهد بود . و به خصوص كه در كلمات اميرمؤمنان عليه السلام مطالبى هست كه تفسير و توجيه آن با استدلال‌هاى رايج در ميان دانشمندان اسلامى در قرون گذشته امكان‌پذير نبود و هرگز احدى از فلاسفه و علماى كلام قدرت درك كامل آن را نداشتند و از اين رو به تأويل مىپرداختند تا دانشمندان قرون اخير موفق شدند كه قسمت عمدهء سخنان آن حضرت را درك كنند و در پرتو آن برخى از مشكلات حل نشدهء فلسفهء الهى را حل كنند كه از آن جمله است : 1 . كمال توحيد ، نفى صفات است . 2 . خرد نمىتواند بر ذات حق احاطه كند . 3 . خداوند ، واحد عددى نيست . 4 . خدا ، خود گواه بر هستى اش مىباشد . 5 . خدا به وسيلهء ديگرى شناخته نمىشود ، بلكه ديگران به وسيلهء او شناخته مىشوند . و جز آن . . . . با اين وضع كدام فيلسوف ، محدث و يا متكلم است كه در چهارده قرن پيش بتواند اين حقايق را دريابد و بر اين مسائل بغرنج و پيچيده احاطه پيدا كند ، سپس آنها را در قالب الفاظى شيوا و تعبيراتى گيرا بيان كرده به اميرمؤمنان نسبت دهد ؟ !

نمونه‌هايى از سخنان اميرمؤمنان پيرامون فلسفهء الهى

آنان كه با الفباى فلسفه و به ويژه با فلسفهء الهى آشنا هستند - كه روى سخن ما در اين كتاب با آنهاست - به خوبى مىدانند كه مباحث فلسفى به جز از طريق استدلال و استنتاج از براهين قطعى و مسلم ، امكان‌پذير نيست ، . اين براهين عبارتند از : ترتيب و تنظيم خاص مقدمات بديهى و قضاياى ضرورى ، كه انسان چاره‌اى جز اعتراف به آنها را ندارد و يا متشكل از مقدمات نظرى است كه از قضاياى بديهى استنتاج شده و
مجموعه رسائل ( فارسى ) — صفحة 206 | السيد محمدحسين الطباطبائي