توفيق بيابد ؟
قضاوت بر دو نوع است :
1 . حقوقى ؛ 2 . علمى .
كسى كه مىخواهد در يك مسئلهء حقوقى داورى كند تنها چيزى كه بر او ضرورت دارد اين است كه مسئلهء مورد اختلاف را دقيقاً بشناسد و چنين قضايايى همواره به صورت قضيهء جزييهء زنده مطرح مىشوند كه هر كس جوانب آن را بداند مىتواند بر اساس همين آگاهى ، آن را تصور نمايد . آنگاه مطابق قوانين جارى و متداول داورى كند .
براوست كه مطابق عدل و داد قضاوت كند و آن چنان كه تشخيص مىدهد داورى كند .
يك قاضى حقوقى همواره در يك مسئلهء اعتبارى و قراردادى داورى مىكند و در قضاوت خود رويدادهاى خارجى را دنبال مىكند .
ولى يك قاضى علمى كه در يك مسئلهء علمى و خصوصاً يك مسئلهء فلسفى قضاوت مىكند كارش بسيار دشوار و مصيبتش بسيار گران است ، زيرا از يك طرف حواس ، او را به سوى امور جزيى مىكشاند و نمىگذارد متوجه كليات ، مجردات و مسائل ماوراى طبيعت بشود كه ديگر معيارهاى مادى در آنها به كار نمىآيد و حتى تعبيرها و واژههايى كه بيانگر مطلب و مقصود است در آن جا به كار نمىرود ، زيرا اين واژهها زاييدهء نيازهاى مادى و بيانگر خواستهاى مادى است . و تنها در صورتى مىتوانيم آنها را در فلسفه به كار ببريم كه آنها را از حجابهاى مادى تجريد كنيم و تعينات و تشخصات را كه ملازم با جزئيت است از آنها سلب كنيم .
روى اين بيان ، اين واژهها در هر مسئلهء فلسفى به كار رود انسان را در سراشيبى سقوط و گمراهى قرار مىدهد و تمام نتايج و معارفى كه بر اين الفاظ بار مىشود احتمال اشتباه و لغزش را به همراه دارد .
مجموعه رسائل ( فارسى ) — صفحة 194
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص١٩٤