عنه ؛ « 1 »
دانش با علم توأم است ، كسى كه مىداند طبعاً عمل مىكند . علم صاحب خود را به عمل فرا مىخواند ، اگر پاسخ مثبت داده شود مىماند و گرنه كوچ مىكند .
اگر در ميان فلسفهء الهى اسلام و فلسفهء الهى كه احياناً در برخى از ملل متمدن يافت مىشود مقايسهاى به عمل آيد اهميت اين شيوهء ارزندهء اسلام به خوبى روشن مىشود ، زيرا اسلام ميان فلسفهء الهى و عمل ، پيوند ناگسستنى ايجاد كرده ولى در ملل به اصطلاح متمدن رشتهء فلسفه و عمل از هم گسيخته و قوانين كشورى به كلى از دين و فلسفه جدا شده است .
از اين رهگذر گاهى بزرگانى را از انديشمندان غربى مشاهده مىكنيم كه از درك سادهترين مسائل فلسفهء الهى ناتوان هستند . در صورتى كه يك مسلمان متعهد ، در تمام شئون زندگى و در همهء حركات و سكنات ، مرگ و زندگى ، خواب و بيدارى خود ، سهم و نصيبى براى خدا مىشناسد و براى او احاطهء كامل بر سراسر جهان هستى معتقد است .
شخص خداشناس كه توحيد را در تمام ذرات جهان جارى و سارى مىداند به خوبى مىتواند در مقام بندگى خداى توانا بايستد و در راه شناخت جهان ماوراء طبيعت گام بردارد و بديهى است كه نامحرمان و محرومان از اين ايده و عقيده نمىتوانند آن چنان كه شايستهء مقام ربوبى است در شناخت خدا و جهان ماوراء طبيعت موفق بشوند كسى كه خدا را انكار مىكند و سيطرهء او را در جهان هستى ناديده مىگيرد چگونه مىتواند به داورى حكيمانه و قضاوت عادلانه در اين زمينه
هامش
( 1 ) . نهجالبلاغه ( صبحى صالح ص 539 ) كلمات قصار شمارهء 366 و قريب به اين مضمون در الغرر والدرر مىفرمايد : « العلم بالعمل ، ثمرة العلم العمل للحياة ، و خير العلم ما قارنه العمل » يعنى : علم مقرون به عمل است و بهره دانش همان تلاش براى زندگى است و بهترين دانشها ، دانشى است كه توأم را عمل باشد .
( شرح غررالحكم و دررالكلم ، خوانسارى . چاپ دانشگاه تهران ، ج 1 ، ص 62 و ج 3 ص 329 و 424 ) مؤلف