تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه رسائل ( فارسى ) — صفحة 191

مساهمون:

ص١٩١
شايد برخى از خوانندگان اين سخن ما را حمل بر گزاف كنند و ما را به مبالغه در ستايش اين آيين پاك متهم سازند و خيال كنند كه در عرضه و ستايش دين از شاه راه حقيقت خارج شده به خيال بافى پرداخته‌ايم . ولى هرگز چنين نيست . ما با قاطعيت تمام اعلام مىكنيم كه به حق داورى كرده‌ايم و شما مىتوانيد مطالب ما را با تجزيه و تحليل عميق در معارف عاليهء اسلام بيازماييد و صحت آن را دريابيد . ما ترديدى نداريم در اين كه هر پژوهشگر با انصاف كه روش تحقيق را بداند و شيوهء ورود و خروج را بشناسد چون به تحقيق معارف اسلامى بپردازد بدون درنگ اعتراف خواهد كرد كه اسلام دامنهء بحث را در موجودات خارجى آن چنان توسعه داده كه هيچ موجودى را در جهان هستى فروگزار نكرده و نقطهء ابهامى در ذات و صفات و افعال آنها باقى نگذاشته است كه از جملهء آنها « انسان » است كه تمام شئون هستى آن را بيان كرده و آن را به جهان ماوراء طبيعت مربوط ساخته است . اسلام در اين بحث و تحليل مرزى را نمىشناسد و آن را از هر جهت گسترش داده ، با حفظ حريم كبريايى به ساحت قدس ربوبى ارتباط مىدهد . اسلام معارف الهى را پايه و اساس اخلاق فاضله و صفات برجستهء انسانى قرار داده و اخلاق فاضله را ريشه و اساس تشريع قرار داده است . اسلام صفات پسنديده را از صفات نكوهيده مشخص كرده ، جامعهء بشرى را به صفات پسنديده فرمان ، و از صفات نكوهيده بيم داده است . آن گاه شالودهء مسائل حقوقى و نظامات اجتماعى خود را كه تنظيم كنندهء برنامهء زندگى و تأمين كنندهء خوشبختى واقعى است ، بر اساس صفات برجستهء انسانى استوار ساخته است . بدين ترتيب بر اساس تعاليم اسلام ، « توحيد » يگانه اصل حاكم بر تمام شئون جهان هستى است ، زيرا چنان كه قبلًا شرح داديم اسلام همهء ابعاد زندگى و شئون جهان هستى را به جهان ماوراء طبيعت مربوط مىسازد .