تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه رسائل ( فارسى ) — صفحة 189

مساهمون:

ص١٨٩
4 - دوران علوم تجربى و حسى . گروهى از اروپاييان اين سخنان سخيف را اظهار داشته‌اند و گروهى از مردم ما نسنجيده آن را پسنديده‌اند ، ولى اين حرف‌ها پوچ و بى اساس است و بر هيچ منطق صحيحى استوار نيست و از مغزهاى پوچى كه در حصار ماده زندانى است ، تراوش كرده است . سبك مغزهايى كه در درهء ماده پرستى سقوط كرده‌اند و نتوانسته‌اند گامى از ماده فراتر روند و يا پرده‌اى رااز روى ديدگان خود فرونهند . آن گاه بر اساس تجربياتى كه از جهان ماده اندوخته‌اند در مورد جهان ماوراى طبيعت به داورى پرداخته‌اند ، ماده را پذيرفته جز آن را نفى كرده‌اند ، آن چه را كه توانسته‌اند در زير چاقوى آزمايش تجزيه كنند پذيرفته و ماوراى آن را بدون دليل انكار كرده‌اند . آنها دين را يك سلسله مسائل تقليدى و ساختگى و فلسفه را يك سلسله دلايل و براهين متكى بر امور خيالى پنداشته‌اند . آنها نه در داورى خود راه اعتدال را پيموده‌اند و نه راهى به حقيقت برده‌اند . شما هرگز به سخنان اين گروه گوش نكنيد و به سخنان جمعى از نويسندگان خود ما نيز اعتنا نكنيد كه مىگويند : « دين بر روى فلسفه خط بطلان كشيده و با آن سرسازگارى ندارد و موضع دين غير از موضع فلسفه است و هدف دين چيزى جز هدف فلسفه است ! » اينها فلسفه را چنين معرفى مىكنند : « فلسفه مجموعه‌اى از آراء و افكار گروهى از مردان يونانى و غير يونانى است كه در ميان آنها خداشناس و منكر خدا ، ملحد و پرهيزگار ، مؤمن و كافر ، حقيقت جو و خطاگر يافت مىشوند . پس طرح مسائل فلسفى چيزى جز پيروى از دانشمندان معروف آنها و به كار بستن آراء و نظريات آنها نمىباشد » . اگر فلسفه اين باشد كه اينها براى ما ترسيم مىكنند و حقيقت آن همان باشد كه اينها مىپندارند عدمش بهتر از وجود آن است و بر اشخاص ارزشمند است كه خود را با