تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه رسائل ( فارسى ) — صفحة 186

مساهمون:

ص١٨٦
اگر در كتاب‌هاى آسمانى منسوب به موسى و عيسى و ديگر پيامبران الهى مطالعه كنيم و سپس آن چه را كه قرآن كريم از تعاليم انبياى گذشته با اختلاف طبقاتشان نقل كرده است مورد بررسى قرار دهيم ، آن‌گاه معارف عاليه‌اى را كه در پايان بر پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله وحى شده است به دقت بررسى كنيم خواهيم ديد كه بحث دربارهء جهان ماوراء طبيعت در حال تحول و تكامل بوده و هر لحظه شكوه و صفاى آن در حال افزايش و تكامل بوده و مىباشد . و هر چه اين مسائل روشن‌تر شده و دامنهء تحقيق پيرامون آنها وسيع‌تر گشته است ، مجهولات بيشترى روشن گرديده و مشكلات فراوانى حل شده است و مسائل متزلزلى استوار گشته و مباحث ناقص بسيارى به كمال رسيده است ، كه به خواست خدا در آينده ، توضيح بيشترى در اين زمينه خواهيم داد .

دين و فلسفه

به راستى به دور از انصاف ، بلكه ستمى آشكار است كه در ميان اديان آسمانى و فلسفهء الهى جدايى بيندازيم . دين - باسعه و ضيقى كه در اديان آسمانى هست - چيزى جز يك سلسله معارف اصيل اعتقادى ( اصول ) و مجموعه‌اى از مسائل حقوقى و اخلاقى ( فروع ) نمىباشد . مگر نه اين است كه پيامبران الهى مردان پاكى بودند كه جامعهء بشريت را به فرمان خداوندى به سوى زندگى ايده‌آل و سعادت حقيقى رهبرى مىكردند ؟ و آيا سعادت حقيقى انسان جز در اين است كه انسان در پرتو هوش سرشار و استعداد ذاتى خود به شناخت حقايق نائل آيد و با درك اسرار و رموز جهان هستى ، روش درست و معتدلى را در زندگى علمى ، پيشهء خود سازد ؟ و آيا براى به دست آوردن اين معارف ، راهى جز استدلال و اقامهء برهان در پيش دارد ؟