فلسفه چيست ؟
فلسفهء الهى كدام است ؟
انسان همواره به وجود خارجى اشياء به عنوان يك موجود خارجى و واقعى علاقهمند بوده و مىباشد و هرگز به چيزى جز آن توجه نداشته است .
پُر واضح است كه داورى عقل به واقعيت اشياء و اعتراف وجدان به وجود خارجى به اين معنا كه در جهان خارج واقعاً موجوداتى هست ، از نخستين باورهاى بشرى و ريشه دارترين معارف انسانى است ، كه همهء صفات و شرايط يك مسئله ضرورى و بديهى بر آن منطبق است .
اگر در حالات كودك نوزادى كه ديده به جهان مىگشايد دقت كنيم مىبينيم كه با ادراك محدودى كه خداوند در سرشت او به وديعت نهاده است ، در آغاز پستان مادر را براى استفاده از شيرى كه برايش تأمين شده است به دهان مىگيرد و گاهى چيزهاى ديگرى را به همين منظور به دهان مىگيرد ولى پس از چندين بار تجربه چيزى جز پستان را به دهان نمىگيرد .
هنگامى كه به خوردن غذا و ميوه مىپردازد نخست همه چيز حتى سنگ و چوب را به دهان خود مىبرد و براى جويدن آن تلاش مىكند ، ولى چون چندين بار اين وضع تكرار شد ، ديگر چيزى جز خوردنىها را به دهان نزديك نمىكند و از خوردن چيزهايى كه خوراكى نيست به شدت پرهيز مىكند .