پيرامون مسائل كلى چون : علت و معلول ، امكان و وجوب ، قوه و فعل و قدم و حدوث به كار اندازد .
اين گونه مباحث اگرچه تنها به صورت اجمال و سربسته براى انسان قابل درك است ولى همين بحثهاى مجمل است كه انسان را به بحث و كاوش از مسائل ماوراءالطبيعه سوق داده و او را از جهان طبيعت به ماوراى آن متوجه ساخته ، و سرانجام او را به غور در « مبدأ هستى » وادار مىسازد ، زيرا انسان دريافته است كه جهان مادى در هستى خود همواره محتاج و نيازمند ديگرى است ، و هرگز بدون تكيه برعلتى كه نيازهاى او را بر طرف سازد نمىتواند روى پاى خود بايستد و اين سلسلهء هستى كه همهء حلقههاى آن سراپا فقر و نيازند بايد به يك مبدأ و علتى منتهى گردد كه او ديگر نيازمند چيزى نباشد و در هستى خود مستقل باشد . و اين همان « فلسفهء الهى » است كه از مبدأ هستى يعنى وجود اقدس خداوند - عزاسمه - بحث مىكند .
اگرچه موضوع فلسفهء عمومى ، اختصاصى به اين بحث ندارد و از صدها مباحث ديگر نيز بحث مىكند ولى اهميت اين موضوع به قدرى است كه همهء مسائل فلسفى را تحت الشعاع خود قرار مىدهد و در تمام مسائل فلسفى تأثير فراوان مىگذارد ، زيرا مسائل پراكندهء فلسفى را به يكديگر ارتباط مىدهد و آنها را از تشتت و پراكندگى به سوى وحدت و يكپارچگى مىكشاند . مباحث خشك فلسفى را روح دميده ، آنها را به صورتى آراسته و دل نشين و در چهرهاى جاذب و جالب ظاهر مىسازد ، زيرا تنها فلسفهء الهى است كه در ميان همهء پديدهها و موجودات جهان هستى ارتباط ناگسستنى برقرار مىسازد و همهء آنها را به يك مبدأ كه پديد آورندهء همهء موجودات است مربوط مىكند .
خوانندهء كاوشگر مىتواند اين حقيقت را در لابهلاى آراء و عقايد فلسفى كه از فلاسفهء هند ، مصر باستان ، بابل ، روم و يونان و آن چه از فلاسفهء اسلامى به ما رسيده است به روشنى دريابد .
مجموعه رسائل ( فارسى ) — صفحة 185
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص١٨٥