تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه رسائل ( فارسى ) — صفحة 177

مساهمون:

ص١٧٧
منشأ آنها در خارج از وجود خودم ايمان پيدا كردم . 3 . پدرم را - مثلًا - همواره با لباسى مشكى و سر برهنه و قيافهء مخصوصى ديده بودم و اتفاقاً اين اوصاف عيناً همان اوصافى بود كه امروز در برادرم وجود داشت . مسلم است كه در هيچ يك از اين سه قسم خطايى واقع نشده ، يعنى هم آن اعمال فيزيكى و شيميايى كه در دستگاه بينايى من واقع شده و منجر به آن تصوير خاص گرديده صحيح بوده ، و هم ادراك آن تصوير به وسيلهء اعصاب و مغز ، و هم حكم به تطابق اين اوصاف با اوصاف پدرم . 4 . بر اثر مشابهت صفاتى كه در شخص وارد مىبينم با كيفياتى كه از پدرم در خاطر دارم خيال مىكنم كه دارندهء اين صفات حتماً همان پدرم است ، يعنى در اين قضيهء « شخصى با اين صفات وارد منزل شد » ، قسمت اول را برداشته و به جاى آن « پدرم » را مىگذارم و حكم مىكنم : « پدرم وارد منزل شد » . بنابراين ، تمام علت اشتباه من همين مقايسه و تبديل بىمورد است ، آن هم نه مربوط به خارج است و نه مربوط به حكم عقل ، بلكه نتيجهء فعاليت قوهء « خيال » است ، زيرا تأثير و تأثرات خارجى و دستگاه بينايى همه صحيح بوده و عقل هم هرگز نمىگويد كه وجود چنين صفات منحصراً در پدرم است و محال است برادرم مشابه آنها را پيدا كند . از اين بيان چنين نتيجه مىگيريم كه در واقعيت‌هاى خارجى هرگز خطا و اشتباهى وجود ندارد ، هم چنان كه در ادراكات حسى و احكام عقلى نيز خطايى نيست و خطا در تطبيق فكر بر خارج و مقايسهء موضوعى به موضوع ديگر است و آن هم در نتيجهء فعاليت نيروى توهم و قوهء خيال مىباشد ( اين مطلب با بيان فلسفى به طور مشروح در آخر جلد اول از كتاب اصول فلسفه تأليف استاد ارجمند تشريح گرديده است ) . اكنون پس از روشن شدن حقيقت خطا و منشأ آن ، برگرديم به اصل مقصد يعنى اثبات عدم وجود خطا در راه وحى . همانطور كه سابقاً دانستيم ، راه وحى و نبوت يك راه فكرى نيست ، چه اين كه راه