مباحث گذشته ، مكرر از اين مطلب گفتوگو به ميان آمد كه منظور از دعوت پيغمبران رفع اختلافات اجتماعى بشر بوده است ، ولى نبايد تصور كرد كه از نظر يك نفر موحد و خداپرست ، نظم اجتماعات انسانى و رفع اختلافات به عنوان يك مقصد اصلى و نهايى شناخته مىشود ، بلكه اين موضوع را به عنوان مقدمهاى براى زندگى ابدى در جهان ديگر مىشناسد ، زيرا تكامل اخلاق و روحيات عالى انسانى كه هدف نهايى است ، تنها در جامعه هايى ميسر است كه واجد چنين شرطى باشند .
ضمناً ناگفته نماند كه رفع اختلافات اجتماعى يكى از مقاصد عمدهء انبياست نه مقصد منحصر به فرد ، زيرا يكى ديگر از وظايف مهم آنان ، پرورش اخلاق و صفات فردى علاوه بر اخلاق اجتماعى است . گرچه شايد بعضى از دانشمندان اين مطلب را نپذيرند و تمام فضايل اخلاقى انسان را مربوط به جهات اجتماعى بدانند ، ولى حق اين است كه انسان قطع نظر از اجتماع نيز نقاط ضعف و قوت اخلاقى مىبايد كه ارزش وجودى او ، به سبب آن تفاوت بسيار مىكند ؛ يعنى اگر فرضاً در تمام روى زمين تنها يك نفر زندگى كند و اساساً اجتماعى وجود نداشته باشد ، گرچه قسمتهاى زيادى از مبادى خوب و بداخلاقى ( مانند حسد ، عداوت ، محبت ، تكبر ، تواضع و . . . ) قهراً از بين خواهد رفت ، ولى باز قسمتهايى از آن باقى خواهد ماند ( مانند تنبلى و يا جدّيت در مقام انجام وظايف بندگى ، عجب و خودپسندى به واسطهء انجام پارهاى از وظايف ، بدبينى يا خوشبينى نسبت به دستگاه آفرينش ) .
از اين گذشته ، از مطالعهء سخنان انبيا چنين استفاده مىشود كه آنها مفاسد اخلاق اجتماعى مانند حسد و . . . را نه فقط به واسطهء اين كه مفاسد فراوان اجتماعى به بار مىآورد لازم الاجتناب مىدانستند ، بلكه علاوه بر اين ، وجود اين خوىهاى زشت را در انسان يك نقيصهء فردى دانسته و آن را با كمال ايمان منافى مىشمردند و به اصطلاح توجه آنان به صفات نيك و بد از دو نظر بوده است : از نظر ذاتى و از نظر عرضى . . . . پايان توضيحات رسالهء « وحى يا شعور مرموز »
مجموعه رسائل ( فارسى ) — صفحة 180
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص١٨٠