نفس نيز در راه آنها مقاومت و فداكارى به خرج مىدادند . گفتههاى پيغمبر اسلام مخصوصاً موضوع « مباهله » نمونهء بارزى از ميزان اعتقاد انبيا به افكار و دستوراتشان است .
از طرف ديگر ، دستورات آنها معمولًا يك برنامهء روشن عملى و مربوط به تمام شئون زندگى اجتماعى ، از هنگام تولد تا مرگ بوده است و اين موضوع نيز با يك مطالعه در شيوهء دعوت آنها به دست مىآيد . . . .
13 . دربارهء خطا نكردن پيغمبران و دليل آن ، دانشمندان بيانات فراوانى دارند ، از جمله اين كه : چون منظور اصلى از ارسال انبيا تكامل نوع انسانى است و اين موضوع منوط به نفوذ كامل آنها در افكار و عقايد افراد اجتماع است ، بنابراين بايد ايشان از نظر خطا مصون شده باشند ، زيرا مسلم است كه صدور خطا يا احتمال صدور آن ، از ايشان موقعيت آنها را متزلزل ساخته و اعتماد و اطمينان لازم را نسبت به گفتار و تعليمات عملى آنها از بين مىبرد و در نتيجه مقصود حاصل نمىشود .
اما راهى كه استاد ارجمند در اين جا پيمودهاند كاملًا تازگى دارد و ابتكارى است و درك صحيح آن منوط به شناسايى حقيقت « خطا » است و اين كه چگونه « واقعيت خارج هرگز خطابردار نيست » . براى پيدا كردن نقطهء اصلى خطا بايد مراحلى را كه منجر به درك يك پندار خطا و غلط مىشود تحليل كرد . ما اين مراحل را در ضمن يك مثال ساده ( با حذف اصطلاحات علمى ) تشريح مىكنيم .
شخصى از در منزل وارد شد و من يقين كردم پدرم است ، ولى بعداً معلوم شد كه اشتباه كردهام و برادرم بوده است . پس در اين قضيه كه « شخص وارد پدرم بوده » من راه خطا پيمودهام ، مراحلى كه براى رسيدن به اين پندار خطا طى شده ، به شرح زير است :
1 . شخصى از در خانه وارد شد و انعكاساتى از قيافه و اندام و لباس او به وسيلهء اشعههاى نور در دستگاه بينايى من منعكس گرديد .
2 . اين انعكاسات را به وسيلهء سلسله اعصاب و مغز خود درك كرده و به وجود
مجموعه رسائل ( فارسى ) — صفحة 176
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص١٧٦