تفكر انسان را به سوى نقطهاى كه در مقابل نقطهء هدف پيغمبران است مىرساند ، بنابراين شعور وحى يك راه فكرى كه قهراً آلوده به خيال است نيست و لذا اشتباه و خطا راهى به سوى آن پيدا نمىكند - شعور وحى يك حقيقت و واقعيت خارجى است مانند ساير واقعيت هايى كه وقوع خطا در آن معنا ندارد .
از اين بحث كه مربوط به اختلاف راه نبوت و راه رياضت و اكتسابى نبودن مقام نبوت بود ، ضمناً مسئلهء آيندهيعنى « معصوم بودن انبيا از هرگونه اشتباهوخطا » نيز كاملًا روشن شد .
14 . اين طرز تفكر دانشمندان مادى كه همواره انتظار دارند براى هر حادثهاى يك علت « مادى عادى » پيدا كنند ، معلول اين است كه مطالعات همواره دربارهء موجودات و پديدههاى مادى و عادى بوده است ، در حالى كه مسلم است اين مطالعات چون در دايرهء محدودى واقع مىشود نتيجهء آن هم در دايرهء محدود و معينى صحيح خواهد بود ، ولى آنها به غلط آن را طورى تعميم مىدهند كه همه چيز ، حتى امور غير مادى يا مادى غير معمولى را نيز با اين مقياس مىسنجند و به همين دليل وجود علل غير مادى يا غير عادى را به عنوان استثنا در قانون علت تلقى مىكنند .
15 . همانطور كه قبلًا اشاره كرديم ، در بحثهاى اجتماعى حكم تابع وضع عمومى اجتماعات است و حالات استثنايى پارهاى از افراد يا بعضى از ملل نمىتواند مقياس و ميزان سنجش مصالح و مقررات اجتماعى بوده باشد ، بنابراين مطالبى كه دربارهء سلامت نفس و اخلاق عالى اجتماعى ملّت سوئيس و بعضاً راجع به هند گفته مىشود نمىتواند پايهء تفكرات و حسابهاى اجتماعى ما قرار گيرد ؛ به خصوص اين كه شرايطى كه براى اين ملت از نظر آب و هوا و موقعيت سياسى و اقتصادى موجود است و بدون ترديد وضع اجتماعى آنان بى ارتباط به آن نيست ، براى ساير ملتها وجود ندارد .
شاهد اين مطلب اين كه در دنياى فعلى ، ملتهايى وجود دارند كه از نظر وضع
مجموعه رسائل ( فارسى ) — صفحة 178
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص١٧٨