تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه رسائل ( فارسى ) — صفحة 170

مساهمون:

ص١٧٠
اطلاع داريم رفتارى كه با اين ملت‌هاى كوچك مىشود به مراتب رقت بارتر و اسف‌انگيزتر از رفتارى است كه در دوران بردگى با غلامان مىشد ! حتى در خود روسيهء شوروى طرز حكومت و رفتار طبقهء حاكمه نسبت به افراد ملت ، داستان‌هاى وحشتناك زمان برده فروشى را به ياد مىآورد . چيزى كه براى هر انسان متفكرى درخور دقت و تأمل است و او را به چگونگى نفوذ روح بردگى و استعمار بشر ، در كالبد اجتماعات متمدن كنونى كاملًا آشنا مىسازد ، همين موضوع اعطاى آزادى و خودمختارى به مستعمرات است ! اين عمل ثابت مىكند كه آنها نه به عنوان رفع يك اشتباه يا جبران يك جنايت دست از سر مستعمرات بر مىدارند ، بلكه به عنوان يك بخشش بلاعوض حياتى ، با صدها منّت اين كار را انجام مىدهند ، يعنى بر خلاف اعلاميه بلندبالاى حقوق بشر ، عملًا آزادى و استقلال را حق ثابت و منحصر خود مىدانند و طى مراسم افتخارآميزى به هر كه لطف و مرحمت داشتند مىبخشند ! همانطور كه آزاد كردن يك يا چند برده در دوران بردگى دليل بر نسخ برده فروشى نبود ، بلكه دليل ديگرى بر حاكميت آقا بر بنده‌اش محسوب مىشد ؛ همچنين اعطاى آزادى به مستعمرات دليل بر نسخ استعمار و برچيدن بساط آن نيست - آرى ، اگر مستعمره‌چىها با پرداخت غرامت‌هاى دوران استعمار و با عذر خواهى و اعتراف به گناه دست از سر مستعمرات بر مىداشتند ممكن بود آن را دليل روشنى بر نفوذ روح آزادى و آزادمنشى در آنها دانست ! . اين جريانات و امثال آنها تا اصول حكومت اخلاق عالى انسانى متكى به ايمان و عقيده ، در همهء جامعه‌ها تعميم پيدا نكند ، هم چنان ادامه خواهد داشت و تحولاتى كه واقع مىشود عموماً صورى و قشرى خواهد بود . 7 . البته ممكن است افراد نادر و معدودى پيدا شوند كه غريزهء عدالت دوستى و انصاف و خلاصه نيروى وجدان در آنها به اندازه‌اى قوى و بيدار باشد كه حس
مجموعه رسائل ( فارسى ) — صفحة 170 | السيد محمدحسين الطباطبائي