تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه رسائل ( فارسى ) — صفحة 169

مساهمون:

ص١٦٩
معامله‌اى كه ملل متمدن با بوميان آمريكا و اقيانوسيه ( بعد از كشف آنها ) كردند ، به تنهايى داستان مفصلى دارد كه مطالعهء آن افسانه‌هاى زمان بربريّت را در نظرها مجسم مىكند . دكتر گوستاو لوبون مىنويسد : « وحشىهاى ( يا بوميان ) آمريكا و اقيانوسيه براى اقوام متمدن و تربيت شدهء اروپا مانند خرگوشى هستند براى يك نفر شكارچى ! همانطور كه مىبينيم امروز همهء آنها برباد رفته‌اند . . . » . همين دانشمند در بحثى كه راجع به علت تنفر شرقىها از غربىها كرده ، مىگويد : « چون كتمان سبب اصلى اين موضوع هيچ فايده‌اى ندارد ، آن را فاش مىكنم ، اين تنفّر نتيجهء فشار و رفتار بيرحمانه‌اى است كه اقوام متمدن اروپا دربارهء اقوام غيرمتمدن با وحشى روا مىدارند . » ! شايد محتاج به تذكر نباشد كه منظور ما از ذكر اين مدارك و شواهد تعقيب كردن يك بحث سياسى نيست ، بلكه مقصود صرفاً بيان يك حقيقت علمى و اجتماعى است . مىخواهيم ثابت كنيم بر خلاف آن چه ما و شما آرزو داريم و افراد خوش‌باور يقين دارند ، تمدن كنونى ( يا صحيح‌تر ، ترقى صنعتى و ماشينيزم ) نتوانسته است اصول بندگى و بردگى را از جهان براندازد ؛ سهل است ، كه آن را كامل‌تر هم كرده است ! . البته ترديدى نيست كه امروز نداى روح‌پرور آزادى مستعمرات ، از گوشه و كنار جهان به گوش مىرسد و به تدريج به مستعمرات آزادى داده مىشود و چنين مىنمايد كه دوران استعمار نيز در حال انقراض است ، ولى وقتى دقت مىكنيم مىبينيم كه بدبختانه اين نيز يك تغيير صورى بيش نيست و روح بردگى و استعمار به عناوين ديگر هم چنان بر ملت‌هاى ضعيف حكومت مىكند و نام‌هاى تحت الحمايه و دست نشانده و مشابه آنها جانشين نام استعمار شده است تا جانشين اينها چه باشد ؟ تنها در شرق اروپا حدود 16 كشور دست نشاندهء روسيهء شوروىاند و تا آن جا كه