قبل توجه اين كه هيندمان آمار مزبور را در يكى از مجلههاى معتبر وقت ( مجلهء قرن نوزدهم ) انتشار داد و مورد هيچ گونه انتقادى قرار نگرفت ! .
مستشرق سابق الذكر « گوستاو لوبون » دريكى از پاورقىهاى كتابش مىنويسد :
« مبلغى كه انگليسىها در مدت بيست سال از هندوستان بردند بالغ بر ده ميليارد ( لابد واحد ليره است ) بود ، غير از مبالغى كه صرف عمال آنها در هند شده بود ( يعنى اين مبلغ سود خالص انگليسىها بود . ) »
بعداً اضافه مىكند : « بعضى از عمال آنها به اندازهء يك سلطان يا يك وزير حقوق داشتند » . . .
خوانندهء محترم ؛ آيا بردگى دسته جمعى مفهومى جز اين مىتواند داشته باشد ؟ آيا در دوران بردگى چنين اجحافات و تعديات دامنه دارى ديده مىشد ؟ آيا اين همان استعمار ، يعنى آباد كردن ممالك ضعيف نيست ؟ لذاست كه مستشرق مزبور در يكى از سخنانش صريحاً اعتراف مىكند كه : « انگليسىها كارى بر سر اهالى هندوستان آوردند كه هزاران درجه بدتر از غلامى بود . . . ! »
نبايد تصور كنيد كه اين موضوع اختصاص به انگلستان و هندوستان داشته است ، بلكه در ساير مستعمرات ، مشابه اين جريانات از ناحيهء دولتهاى استعماركننده ( يعنى دول متمدن و الغا كنندگان بردگى ! ) واقع مىشده و اگر ملاحظه مىكنيد كه در اين جا صحبت از طرز استعمار انگلستان كرديم براى اين است كه آنها پيشقدمان در الغا و نسخ بردگى بودهاند ! .
يك فصل سياه ديگر از تاريخ استعمار كه حتى مستشرقين اروپايى آن را به عنوان يك صفحهء غمانگيز از تاريخ تمدن خود دانستهاند ، طرز روابط اروپاييان با كشور پهناور چين است ؛ به طورى كه يكى از آنان سالها قبل ، پس از شرح جنايات استعمارگران در چين اعتراف كرد : « شايد روزى بيايد كه نسل آيندهء ما كيفر اين اعمال شقاوت كارانهء خود را به بدترين وضعى دريابند و چينىها از آنها انتقام گيرند . » !
مجموعه رسائل ( فارسى ) — صفحة 167
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص١٦٧