گرانديديه مىگويد : « طبقهء كشاورز و زراعت پيشهء هندوستان كه اكثريت اهالى آن جا را تشكيل مىدهند ، در موقعى كه سلاطين بومى بر آنها حكومت مىكردند فقط يك ششم محصولات زمين را به عنوان ماليات پرداخت مىكردند ، ولى در دورهء انگليسىها نصف آن را مىبايست بپردازند و چنانچه كسى از پرداخت اين ماليات خوددارى مىكرد ، املاك او ضبط مىشد . »
سپس اضافه مىكند : « اين روش كشاورزان را به فلاكت و مسكنتى انداخته كه ما فوق آن متصور نيست . » !
هيندمان كه خود يك انگليسى است ، پس از مطالعات فراوان دربارهء طرز حكومت انگلستان در هند ، اظهار داشت : « انگليسىها از يك طرف اهالى را تحت فشار مالياتهاى سنگينى قرار دادهاند كه از گرسنگى تلف مىشوند و از طرف ديگر براى تكثير مقدار واردات خود ، كارخانههاى آنها را چنان به زمين زدهاند كه تمام آنها بسته شدهاند . »
سپس پيشگويى جالب توجهى كرده ، مىگويد : « ما به طرف يك حادثه و فاجعهاى كه در تاريخ دنيا بى نظير است پيش مىرويم » ؟ . . . چه فاجعهاى از براى انگلستان بالاتر از نهضت استقلالطلبى هندوستان تصور مىشود .
اين مرد انگليسى در يكى ديگر از سخنانش مىگويد : « از جمله امور وحشتناك ، يكى اين است كه ايالات شمال غربى هند مجبور شده بودند غلات خود را به خارج بفرستند ، در حالى كه سيصد هزار نفر از آنها در ظرف چند ماه ، از گرسنگى تلف شدند . در سال 1887 ميلادى تنها در ايالت مدرس طبق گزارشهاى رسمى 935000 نفر از اهالى تلف شدند ! »
نامبرده علت اين گونه حوادث را اين مىداند كه مالياتهاى كمرشكنى بر اراضى مزروعى مىبستند و كشاورزان هم از راه ناچارى زراعتهاى زيادى بر اراضى تحميل مىكردند و در نتيجه اراضى به كلى از حاصلخيزى افتادند و معدوم شدند !
مجموعه رسائل ( فارسى ) — صفحة 166
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص١٦٦