تغيير داد و كارها از صورت فردى به صورت اجتماعى در آمد و بارهاى سنگين به دوش كارگاههاى صنعتى افتاد و در نتيجه ، احتياج به وجود بردهها ( كه همواره از وجودشان براى انجام كارهاى مشكل استفاده مىگرديد ) كم شد و بنابراين بردگى با آن صورت سابق ، ديگر ضرورتى نداشت .
از طرف ديگر استعمار كشورها كه از چندين قرن قبل از جريان الغاى بردگى شروع شده بود ، در اين موقع به مرحله ى كمال و رضايتبخشى رسيده بود و با وجود آن همه مستعمرات چندان نيازى به وجود بردههاى خصوصى نبود ؛ مثلًا اگر مىبينيم كه انگلستان در اواسط قرن 19 پيشرو الغاى بردگى بود ، بايد فراموش نكنيم كه تقريباً در يك قرن قبل از آن ( قرن هيجدهم ) پنجههاى استعمار خود را در زرخيزترين مستعمرات ، يعنى سرزمين پهناور هندوستان محكم كرده بود ( البته شروع استعمار اين كشور از مدتها قبل بود ) . همچنين ساير دولتهاى متمدن هر يك در گوشه و كنار عالم تا آن وقت مستعمرات قابل توجهى براى خود تهيه ديده بودند .
در واقع به جاى اينكه مثلًا سياهان آفريقايى را به عنوان برده به اروپا ببرند ، در همان مركز خودشان - آفريقا - به كار گمارده ، و حاصل دسترنج آنها را با وسايل نقليه ( كه در آن روز سريع و آسان شده بود ) به كشورهاى خود مىآوردند ! بنابراين هرگز نبايد تصور كنيم بردگى به معناى واقعى از جهان رخت بر بسته ، بلكه عنوان و اسم خود را تغيير داده و به صورت وسيعتر و پيچيدهترى در آمده است . هرگز نبايد از لفظ « استعمار » كه معناى آن آباد كردن است فريب خورد ، بلكه بايد روح و حقيقت آن را دريافت . در لغتنامهء دهخدا چنين مىخوانيم :
« استعمار در اصطلاح كنونى ، تصرف عدوانى دولتى قوى ، مملكتى ضعيف را ، و غصب اموال و پايمال كردن حقوق و فعال مايشائى وى ، در آن جا مىباشد . دول استعمارى دول قوى را مىگويند كه به عنوان آباد كردن مملكت ملتى ضعيف ، آن را
مجموعه رسائل ( فارسى ) — صفحة 164
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص١٦٤