تحت سلطهء خويش درمىآورند » !
اين معنا را اگر به عنوان يك معناى اصطلاحى قبول نكنيد ، لااقل به عنوان انعكاس يك حقيقت خارجى در اذهان نويسندگان لغتنامهء دهخدا بايد قبول كنيد !
طرز رفتار دول استعمارى با مستعمرات خود به راستى حيرت آور است ، به طورى كه شايد در دوران بحران بردگى نيز نظير اين اجحافات و جنايات را كمتر بتوان يافت . ممكن است اين ادعا را به همين سادگى نپذيرد ؛ البته حق داريد ، ولى نمونهء مختصرى از طرز عمل دولتهاى متمدن را در مستعمراتشان از زبان خود آنها بشنويد و قضاوت با شما . ( دقت كنيد ) .
دكتر گوستاو لوبون در كتاب تاريخ تمدن خود در حدود هفتاد سال قبل راجع به وضع استعمار هندوستان چنين نوشته است :
« راست است كه اساساً لندن ، آباد و پرثروت شده ، ولى افرادى كه اين ثروت از آنها به دست آمده است ، به نهايت درجه ، دچار فقر و فاقه شدهاند . »
سپس اضافه مىكند : « امروز طبق آمار رسمى فقط در ايالت مدرس ، شانزده ميليون گدا وجود دارد . چرا اين طور نباشد ، در حالى كه اهالى بيچاره بايد از عهدهء پرداخت هزينهء وزارت جنگى برآيند كه بالغ بر 400 ميليون ( لابد واحد ليره است ) مىباشد . همچنين پنجاه ميليون ديگر براى هزينهء ساير ادارات دولتى بايد بپردازند . تازه بعد از همهء اين مخارج ، بايد مبلغ 500 ميليون خالص هم ساليانه به خزانهء انگلستان ارسال دارند ! »
وقتى موضوع اين پانصد ميليون ليره فاش شد ، انگليسىها جوابى دندان شكن ( ! ) در يكى از مجلات معروف دادند و آن چنين بود :
« اين مبلغ ، قيمت يك حكومت منظم و آرام است كه به اقوام هند داده شده است . . . » ! در حالى كه بدون اغراق تلفات سالانهء از گرسنگى در اين حكومت منظم و آرام ، بيش از تلفات يك جنگ خونين بود .
مجموعه رسائل ( فارسى ) — صفحة 165
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص١٦٥