اسلام ، خدمات بزرگى به بردهها كرده و براى رهايى آنها از آن زندگانى فلاكت بار مقررات فراوان و گران بهايى وضع كردند كه شرح تمام آن نيازمند بحثهاى مفصل و طولانى است .
تقريباً از اوايل قرن 19 ميلادى ، نهضت دامنه دار براى الغاى بردگى در سراسر جهان شروع شد و شايد در انگلستان بيش از ساير نقاط اين امر عملى گرديد ؛ به طورى كه نيمهء اول قرن 19 تمام نشده بود ( در سال 1840 ) كه برده فروشى حتى در مستعمرات انگلستان قدغن شد . در فرانسه تا انقلاب 1848 برده فروشى ادامه داشت ، ولى از آن به بعد به طور كلى ملغى گرديد . هلندىها نيز در سال 1863 خريد و فروش برده را منسوخ كردند .
در سال 1860 ميلادى جنگهاى خونينى بر سر اين موضوع ميان اهالى آمريكاى شمالى و جنوبى درگرفت شد كه بعدها به نام « جنگهاى انفصال » معروف گرديد - جنوبىها چون براى انجام امور زراعتى احتياج مبرمى به وجود بردهها داشتند جداً از برده دارى طرفدارى مىنمودند ، ولى شمالىها در اين مورد با آنها مخالفت داشتند - پس از چهار سال ، اين جنگها با پيروزى شمالىها خاتمه يافت و بردگى در سراسر آمريكا لغو شد . بالاخره در اواخر قرن نوزدهم تقريباً تمام دولتها بر ابطال بردگى اتفاق كردند و كمتر نقطهاى يافت مىشد كه خريد و فروش غلامان در آنجا علناً مجاز بوده باشد .
افراد ظاهربين ، الغاى بردگى را يك قدمِ بزرگ به سوى آزادى بشر مىپندارند و آن را دليل بارزى بر نفوذ روح عدالت پرورى در جامعههاى متمدن كنونى مىدانند . ما هم بسيار آرزو داشتيم كه چنين باشد ، اما بدبختانه مطالعات اجتماعى و تاريخى ما عكس اين مطلب را ثابت مىكند ! زيرا اگر استعمار و بردگى فردى ، به عللى الغا شد ، استعمار و بردگى ملتها كه صورت موحشتر و خطرناكتر آن است ، جانشين آن گرديد .
توضيح اين كه ، توسعهء صنايع در قرن هيجده و نوزده ، وضع زندگى را به كلى
مجموعه رسائل ( فارسى ) — صفحة 163
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص١٦٣